قرن 21 پایان ایدئولوژی سلطەگرایانە احزاب و دولت‌ها / 1

مر 16 بهمن 1390

بخش اول / 1

موضوع بر سر بد و بدتر بودن این یا آن ایدئولوژی سیاسی قدرت نیست، مسئله این است که آغاز قرن 21 اساسا ناقوس مرگ دوران فرمانروایی تبهکاران سلطەگری و فرمانبرداری تودەهای بی شکلرا به صدا در آورده است. از افلاطون تا به امروز آنچه که مکتوب شده و به اجرا در آمده تنها مرجعیت سلطۀ پدرسالاری خدایی در اشکال سیاسی فرمانروایی حکومتی و دولتی بوده است. تبهکاران سلطه جویی در طول تاریخ مدام ایدەها و احکام ارتجاعی خویش را SAVE THE EARTH در تن و روح فرزندان ما دمیدەاند که انسان به طور ذاتی و غریزی شرور، خودخواه، جاەطلب، شهوت ران و کنترل گر است تا بتوانند با تکیه بر این افکار خرافاتی و فریبکارانه، حکمرانی و سلطەگری جنون آمیز خویش را به عنوان افرادی باهوش، برگزیده، لایق و مقتدرتر جلوه دهند آن هم نسبت به مردمی که باید در چشم آنها دون پایه، عامی، کم عقل، ضعیف و عقب افتاده شمرده شوند. طبعا با این شگرد و سیاست فریب دهنده میخواهند هر گونه عقلانیت سادیستی جنگ افروزی، زن ستیزی، ستمگری و ریاست طلبی را همواره توجیه و بر جامعه انسانی و اکو زیستی تحمیل کنند. آدم های بیماری که با نفرت به طبیعت آزاد زیستی، تلاش میکنند در پشت القاب پوچ سالارمندی، بلند پایگی، نخبگی، رئیسی …. ماهییت حقیر، بی عاطفه و خود پرست خویش را پنهان کنند.

چرا حقیقتا آغاز قرن بیست ویکم در چهره جنبش های جهانی ضد سلطه و ضد سرمایه، هشداریست جدی به کمونیست های حزبی و لیبرال ها و هر نوع ساختار قدرت ؟ در این مبحث چند موضوع را روشن میکنیم.

از شروع قرن بیستم، ایدئولوژی سرمایەداری در ساختار مدرن سلطۀ دولتملت توانست بر جهان زیستی کاملا مسلط شود

رابطه ساختار دولت سلطه با مناسبات سرمایەداری چیزی جز رابطه بین استبداد و استثمار نیست و هر کدام اجزای جداناپذیر و درهم تنیده یکدیگر در سرکوب آزادی بوده و هستند.

احزاب و بویژه دولت های کمونیستی به عنوان جناح های چپ سرمایەداری و پلیس سیاسی اساسا از درون جامعه به تخریب آزادی و تحکیم هر چه بیشتر استثمار و استبداد در کل جهان عمل کردەاند.

انگیزه و فعالیت زندگی در درازنای تاریخ استبداد چیزی جز مبارزه برای آزادی اکوزیستی علیه ساختار سلطه، منافع، منش و مناسبات سلطەگری نبوده است. از این جهت مبارزه برای آزادی نه از جنبەای یک بعدی و کلیشەای بلکه تنوع وسیعی از کلیت زندگی را در یک فرایند فعالیت آزادی اندیشه ، جسم و روان بر جسته میسازد. بر همین مبنا مبارزه آزایخواهی علیه تمام نابرابریها چون ستم اکوزیستی، ستم جنسی، ستم بر کودکان، سالمندان، بیماران جسمی و روانی، ستم جنگ های سلطه جویانه، ستم طبقاتی (بردگی مزدی و غیر مزدی، مالکیت خصوصی)، ستم نژادی، زبانی، عقیدتی، فرهنگی و غیره بوده است. در این فرایند اندیشیدن و مبارزه فردی و اجتماعی برای آزادی، هیچ عرصەای از مبارزه بر دیگر عرصەها برتری ندارد بلکه در برگیرنده و مکمل رهایی یکدیگرند و ضرورتا تنوع تجربه و آگاهی را به سبکی هنری، خلاق، پویا، اعتراضی و تحولی در یک روند همکاری و هم فکری رنگین به هم انتقال میدهند. این فرایند فعالیت دینامیک زندگی در ساحت اندیشه، فضا، مکان و زمان چنان پر جاذبه وگسترده است که بازداشتن و سانسور هر انسانی در هرعرصەای از این فعالیت آزاد طبیعی، صرف نظراز ایجاد وسیع ناهنجاری ها و افسردگی های مخرب فردی اجتماعی، او را به خشم و مقاومت وا میدارد و برای زدودن موانع آزاد زیستنش در مسیری پای می نهد که او را در دل جنبش رنگین فعالیت آزادیخواهی معاصرش قرار میدهد جاییکه که ما یکدیگر را می یابیم و بارور میسازیم. در واقع این برداشت از ماهیت جنبش آزاد شورایی، جنبش ضد سلطه، سوسیالیسم شورایی، جنبش کمونی، کمونیسم آزادیخواهی، دمکراسی مستقیم شورایی، جنبش آنارشی، جامعه کمونی و صدها واژگان دیگر که امروزه در بین گروەهای اجتماعی ضد سلطه بسیار متداول شده بر بنیان همین شعور آزادیخواهی تبلور یافته است. موضوع اینجا حقیقتا تاکید بر ماهیت جنبش آزاد شوراییست. طبعا افراد و گروەها در این جنبش ها به طور آزادانه نوع فعالیت و واژگان مورد علاقه خود را انتخاب کرده و یا می آفرینند. با بودن در فعالیت زندگی آزاد جنبشی و در بستر تبادل نظرها و تصمیم گیری هاست که میتوانیم از توانمندی ها و ضعف های یکدیگر بیاموزیم و فضای کمونی توری شکل جامعه را گسترده تر سازیم. این واقعیتی است که وقوع لحظه به لحظۀ رویدادهای رازگونه، عمیق، ظریف و تکان دهنده درون و بیرون زندگی فردی اجتماعی، انسان را به طور غریزی به اندیشیدن ومبارزه برای آزادی وا میدارد و در هر لحظه با حضورش در چنین بستری، تحولات تازەای را خود می آفریند.

ما بعنوان حامیان و سازندگان این جنبش شورایی ضد سلطه بی شک هیچ گونه بحث و هم فکری با جریانات و احزاب اصلاح طلبی ملی مذهبی، ملی سکولار و نئولیبرالیسم گندیده سرمایەداری را نداریم. صرفا هدف از این بررسی منتقدانه ایجاد زمینه رشد و پالایش مسیر فکری و مبارزاتی خودمان و همه آن انسان های عاشقیست که صادقانه در راه آزادی از سلطۀ زنجیرۀ دولت و استثمار گام نهادەاند. ما به روشنی میدانیم بسیاری هنوز در ذهنشان نسبت به ساختار سلطه احزاب کمونیسم دولتی (نه کمونیسم شورایی ضد سلطه) و بخصوص پارلمانتاریسم دچار توهم هستند. با این آگاهی در این مقاله سعی میکنیم ساختار فکری کمونیسم دولتی بورژوایی را آشکارا به نقد کشیم اما معتقدیم هجوم وحشیانه سرمایەداری اسلامی در انقلاب بهمن 57 با همکاری نظام سرمایەداری جهانی و هم پالگی های داخلی آنها چون لیبرال ها، مجاهدین، چپ های اکثریتی و تودەای به طرزی بیرحمانه چنان جنبش های زنان، کمونیست های صادق انقلابی، آزاد اندیشان، ملیت ها و دیگر فرهیختگان هنری و اجتماعی را سلاخی کردند که فرصتی به جامعه آزادیخواهی ایران برای بازنگری فجایع تلخ تاریخ سلطه کمونیسم دولتی و رفرمیسم جهانی داده نشد و شناخت از بازتاب های این بحران در بافت روشنفکری سرگشتۀ سنتی، متدین و متجدد ایران از جانب بهترین فرزندانش که در شوک ناباوری همگان شکنجه و قتل عام شدند، تنها در سر درگمی ها رها شد تا نسل های بعدی به ناچار با بدبینی تلخی به گذشتەای تاریک، بسیاری از تجربیات آزموده را خود دوباره بیازمایند و بی تردید در زیر سلطه فاشیسم اسلامی سرمایه که تنها قصاص بود وتجاوز و اعدام، کار سادەای نبوده و نیست. اما حقیقتا و سرانجام از پی فراز و فرود های بسیار در شورش 1388 جوانان، زنان و مردان نشان دادند که جوهره هدفشان نه خون دادن برای خیانت اصلاح طلبان بی مایه و فرصت طلب بلکه ریشه کن کردن کل نظام فاسد جهل و سرمایه است. رژیمی که دیگر از ترس و سراسیمگی فروپاشی اش بخشی از مریدان و بنیانگذاران نظامش را حتا به بند کشیده حالا با بدبینی خوف انگیزی حتا به نیم حزب الهی بودن هر نهاد و صنف هنری، ورزشی، پزشکی و خدماتی ….که تا کنون با چاپلوسی و منفعت جویی تمام در کنار آنها مدام لولیدەاند باز رضایت نمیدهد و تنها سرسپردگی تضمین شده کاملی را از آن ها میخواهد. این در حالیست که انصار ولایت الهی از درون کرم خورده خویش در حال جویدن رگ و پی یکدیگرند تا با چنگ و دندان برای فرصت سازی آیندەای نافرجام، بیشتر غارت کنند با این وحشت که میدانند جامعه مکیده و سرکوب شده تا به استخوان در زیر سنگینی غنایم سرمایۀ جهادی و فرهنگ جهل و زن ستیزشان ازاوج خشم و نفرت به انبار باروتی در حال انفجار تبدیل شده است.

Advertisements

وەڵامێک بنووسە

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / گۆڕین )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / گۆڕین )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / گۆڕین )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / گۆڕین )

Connecting to %s