تئوری آنارشیستی(*): یا ازش استفاده بکن یا از دستش بده / 4

نوشته : ای یان مک کی

ترجمه : پیمان پایدار


قسمت چهارم

کمون پاریس


نیازی به گفتن نیست، مارکس لحن خود را در سال 1871 تغییر داد و ظاهرا با پرودن موافقتکرد . و تعجبی ندارد که جنگ داخلی در فرانسه معمولا بعنوان جذاب ترین و آزادیخواه ترین کار مارکس در نظر گرفته شود ، با توجه به اینکه گزارشی است تحت تأثیر شورش آزادیخواهانه ناگفته نماند ، بخش پاریس انجمن بین الملل کارگران و اقلیتی از شورای شهرداری کمون پاریس ر ا(23) موتوآلیست ها (رهروان پرودونمترجم) تشکیل میدادند.

در‌واقع هر چیزی که برای انجام آن مارکس را به تحسین از کموناردها واداشت را میتوان در پرودون و باکونین یافت. الزام داشتن و یادآوری کردن به نمایندگان(+)؟ پرودون به حمایت از این در دوران انقلاب 1848پرداخت در حالی که باکونین به دفاع از آن درسالهای 1860. به خلق بدنەایکه وظایف قوای مجریه و مقننه رادر هم ادغام کند ؟ در پرودون و باکونین میتوان یافت .همان را میتوان در مورد پائین به بالا بودن فدراسیونی ازکمون ها و همچنین در مورد فدراسیونی از انجمنهای کارگری گفت. در واقع ،اگر شما مانیفست انتخاباتی نوامبر 1848 پرودون و جنگ داخلی در فرانسه مارکس را مقایسه کنید (24) به کشف شباهتهائی فوق العاده نزدیکی در بیان چشم انداز مثبت در هر یک میرسید


باید توجه داشت که هر چند عناصر آشکار آنارشیستی در کمون پاریس وجود دارد، تجزیه تحلیل آنارشیستی استدلال می کند که به اندازه کافی به جلو سوق نیافت ( منظور کمونه مترجم) . آنان به نیاز فدرالیسم در داخل و خارج از کمون تاکید داشتند زیرا در حالی که پاریس از فرانسه ایزوله شده بود، شورای کمون نیز از تودەها ایزوله گردیده بود . همانطور که یک یادداشت مارکسیستی نشان میدهد،غرقبود از پیشنهادات، صرف حجمیکه موجب مشکلات گردیدهودر شرایط سختی به مقابله با موجیاز مردم که خودشان راچپانده بودند در ادارات” (25)می یافتند . او از این حقایق نتیجه‌گیری نمیکند، اما آنارشیست‌ها مشکلات را تشخیص داده بودند و تاکید شانبر نیاز مشارکت تودەای / بدست گرفتن ابتکار عمل بود تا انتظار کشیدن برای رسیدن رهبرانی چند .علاوه بر آن، آنارشیست ها توجه کرده بودند که کمون هیچ تلاشی در تحول (ترانسفرماسیون) اقتصادی، بمانند مصادره املاک، (26)از خود نشان نداده .


کمون پاریس معمولا به عنوان رویدادی ( اولین انقلاب آنارشیستی مترجم) اشاره می‌شود که از آن، به قولتونی کلیف‘(*+)، نتیجه‌های اساسی مارکسیستیگرفته میشود، یعنی که کارگران نمی‌توانند ماشین دولت بورژوایی را حفظ کنند بلکه باید آن را داغان کرده ویک دولت جدید بر اساس دموکراسی پرولتری (شوراها، و غیره 27) بر پا سازند .” متاسفانه/ غم انگیزانه برای کلیف ، اگر مارکس به نتیجەگیری اینکه دولت میبایست داغان شود رسیده بود، این به سرعت فراموش شد . این را میتوان در پیشنهادهای مداوم مارکس و انگلس به کارگران مبنی بر اینکه طبقه کارگر میتواند با بدست گرفتن دولت بورژوازی و (از واژه انگلس استفاده بشه)” دستکاری کردن“(**) آن، مشاهده کرد . این هم قبل و هم بعد از کمون پاریس بود، که به آنها نشان داد، بزعم کلیف، که طبقه کارگر میبایست دولت سرمایەداری را داغان کند و دولت نوین را بسازد “(28)!


اینجاست توضیح انگلس از کلمات مارکس ، که کلیف به ما پیشنهاد میکند که نشانی ست از اینکه: “طبقه کارگر نمی‌تواند از ماشین/دستگاه قدیمی دولت برای ساختن سوسیالیسم استفاده کند
این بهسادەگی به منظور نشان دادن آن است که پرولتاریای پیروزمند اول میبایست به دست کاری کردن قدرت بوروکراتیک قدیم اداری و دولت متمرکز اقدام نماید قبل از آنکه بتواند آن را برای مقاصد خود استفاده کند : در حالی که تمام جمهوریخواهان بورژوا از سال 1848 به نکوهش کردن ( ناسزا گفتن)این ماشین دولتی تا زمانی که آنها در اپوزیسیون بودند مشغول بوده اند، اما همین که در مسند حکومت نشستند آن را بدون تغییری بخشا برعلیه ارتجاع اما بیشتر علیه پرولتاریا مورد استفاده قرار 29)داده اند .”


این از طرف انگلس در سال 1891(30) تکرار شد :” اگر یک چیز مسلم باشد آن است که حزب ما و طبقه کارگر فقط تحت قالب جمهوری دموکراتیک میتواند بسر کار آید . این حتی شکل خاص دیکتاتوری پرولتاریا میباشد ،همانطور که انقلاب کبیر فرانسه نشان داده است .”

جالب توجه است ، لنین این نقل قول را در دولت و انقلاب آورده و بعد نظر میدهد که انگلس در اینجا بگونه خاص و قابل توجەای ایده اساسی ای را که در تمامی آثار مارکس دیده میشود تکرار میکند، یعنی، که جمهوری دموکراتیک نزدیکترین رویکرد به دیکتاتوری پرولتاریا میباشد. “(31) .حال آنکه به وضوح انگلس ازجمهوریکمونو یا هر چیزی نزدیک به یک جمهوری شوروی، آنگونه که در نوشته‌های باکونین بیان شده، بطور مثال، صحبت نمی کند . او به صراحت می گوید که جمهوری دموکراتیکمی تواند بدست گرفته شود و توسط رای دهندگان اصلاح گرددبر خلاف ،مثلا ، پرودون که استدلال میکند که دولت به ناچار با زنجیر به سرمایه وصل است و برعلیه پرولتاریا نشانه گرفته شده است “.(32 )

در این (مورد) می توان گفت آنارشیست ها به طور کامل محق دانسته شده اندچرا که تعداد کمی از مارکسیستها این روزها استدلال می کنند که کارگران می توانند ازعمل سیاسی“(رای گیری) برای به دست گرفتن قدرت سیاسی استفاده کرده و سوسیالیسم را برقرار نمود .به جاش آنها با پرودون و باکونین موافق هستند .


این از دید متفاوت ما از دولت نشات گرفته میشود . بر خلاف مارکسیستها ،آنارشیستها تجزیه تحلیل تکاملی از دولت دارند . این شکل خاصی از سازمان اجتماعی است که برای تضمین قدرت اقلیت وجود دارد و این کار با ویژگی های خاص مانند سلسله مراتب، تمرکز، بالا به پایین بودن، و غیره مشخص شده است . ما مدتهاست به این تشخیص رسیده‌ایم که دولت را نمیتوان تسخیرکرد و بجاش ، بزعم پرودون ،یک ترکیب صنعتی و کشاورزی را می بایست یافت “(33) تا با آن مبارزه کرده و جایگزین گرداند . پس ، بر خلاف باکونین ، هیچ فراخوانی در نوشته های مارکس و انگلس برای سازمانهای کارگری (اتحادیه ها و شوراها) وجود ندارد که پایه و اساس یک جامعه سوسیالیستی باشد . ما به پنج دهه صبر نیازمندیم تا مارکسیستها به نتیجه ی مشابهیدست یابند

ادامه دارد :

http://naskhad.blogspot.co.uk/

***************************

(*) Anarchist Theory: Use it or Lose it / BY: Iain McKay(One of the five Collective members of A.S.R : Anarchist
Syndicalist Review) # 57،Winter2012 یکی از5 عضو کلکتیو( محفل)، بازنگری آنارکوسندیکالیستیدر آمریکا


(23) رجوع کنید به مقدمه مالکیت دزدی ست! برای توضیح بیشتر در مورد نفوذ پرودون در انجمن بین الملل کارگران رجوع کنید به صفحات 36 تا 39 و برای کمون پاریس به صفحات 40 تا 44
(+)Mandating and Recalling delegates

(24)”Election Manifesto of Le Peuple،، Property is Theft! مالکیت دزدی ست صفحات371 تا 381

(25)Donny Gluckstein،The Paris Commune:A Revolutionary Democracy (Bookmarks،2006)،pp 47-8 (دانی گلاکستاین ،کمون پاریس: یک دموکراسی انقلابی (چاپ ،بوک مارکس،2006

(26)رجوع کنید به مقاله من کمون پاریس، مارکسیسم و آنارشیسم“( بازنگری آنارکوسندیکالیستیشماره،50 ،2008) برای تجزیه تحلیلی آنارشیستی از کمون پاریس برمبنای نقدی بر نوشته گلاکستای. مقاله ای فوق العاده خوب در18 صفحه آ 4- که اگر فرصت شود ترجمه خواهم کرد : مترجم
(*+)Tony Cliff / (27) Trotskysim after Trotsky ( Brookmarks،1990) ، p 27ترتسکیسم بعد از ترتسکی (**) Refashion / (28)Trotskyism after Trotsky ،p.7. (29)Marx-Engels Collected Works،vol.47 ،p.74. مجموعه /گلچینی از نوشته های مارکس و انگلس (30)همانجا. ،جلد 27، صفحه227 (31) The Lenin Anthology ( W.W.Norton)،p.360 /مجموعه آثار لنین(دبلیو دبلیو .نورتون 1975)،صفحه 360 (32)Property is Theft ! p.226.مالکیت دزدی ست صفحه 226 به طور قابل ملاحظەای، پرودون این نتیجەگیری را در سال 1849 در کتاب اعترافات یک انقلابی نقل میکند و معتقد است که انقلاب 1848 تایید پیش بینی های او در سال 1846 میباشد./ همانجا.،صفحه. 42333)همانجا .،صفحه .225

Advertisements

وەڵامێک بنووسە

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / گۆڕین )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / گۆڕین )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / گۆڕین )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / گۆڕین )

Connecting to %s