تئوری آنارشیستی(*): یا ازش استفاده بکن یا از دستش بده / 6

نوشته : ای یان مک کی

ترجمه : پیمان پایدار

 قسمت ششم


مشتاقانه به آینده نگریستن …


موری بوکچین درست گفته است در کتاب گوش کن، مارکسیست‘! وقتی بحثی این چنین میکند : “غلط نکنم ما پس بالاخره کی (**) میخواهیم به ایجاد یک جنبشی دست بزنیم که به آینده نظر داشته باشه تا به گذشته ؟ کی میخواهیم شروع به یادگیری از چیزی که داره به دنیا میآد بکنیم بجای اونی که در حال مردن است ?مارکس ، به اعتبار پایدار خود، سعی به انجام این کار در دوران خود میکرد ; او سعی در بیرون کشیدن روح آینده در جنبش انقلابی در دهه سالهای 1840 و 1850 (39) کرد “.


با این حال، بوکچین اشتباه کرد وقتی مدعی شد که این سهم / پیشیاره مارکس از1852هجدهم برومر لوئی بناپارت بوده است .

مارکس صرفا به تکرار پرودون، که در آوریل 1848 ، رادیکالها را مشتاقانه به آینده نگری تشویق میکرد پرداخته است :

این با 93′ و تمامی نفاق / ناسازگاری ها است که بر ما حکومت میشودچیزی که ما اینجا داریم
پدیدەای از روانشناسی اجتماعی است که سزاوار اکتشاف بیشتری میباشدپس چه هست این دغدغه عجیب و غریب که، در زمان انقلاب، ثابت قدم ترین اذهان را گیج و مات کرده، و ، زمانی که
سوزش آرمانهایشان آنها را به آینده سوق میدهد ، به طور مداوم عطف به گذشته میکنند؟آیا [جامعه] نمی‌تواند نگاه خود را در جهت آنی که در جریان است (40) بر گرداند؟


این برای امروز نیز صدق میکند . کریس هارمن (41)که متعلق به شاخه انگلیسی حزب (+) اس.دبلیو. پی است، برای مثال، در مورد شورش (آنارشیستی 2001-مترجم) آرژانتینی ها علیه نئولیبرالیسم و تشکیل انجمنهای محلەای شان نوشت که آنهانزدیکتر به بخشجلسات تودەای منطقه شبانهاز انقلاب فرانسه بودند تا شوراهای کارگری سالهای 1905 و 1917 انقلاب روسیه“. او گله و شکایت کرد که قیام قرن 21می الگو/ نمونەی راستین انقلاب قرن 18 می بخودش گرفته !” آیا آرژانتینی‌ها تشخیص نداده بودند که شورش قرن 21می میبایست تقلید مبارزات عظیم طبقه کارگر قرن 20می باشد ؟ به ویژه آنی که در رژیم عمدتا ما قبل سرمایەداری تزاری بوقوع پیوست که تازه به سختی خودش از قرن 18م بیرون آمده بود . آیا آنها درک نمی‌کنند که رهبران حزب پیشرو (ونگارد) بهتر از آنها می دانند که چگونه باید مبارزات خود را سازماندهی و هدایت کنند؟


اینکه مردم قرن بیست و یکم میدانستند که چگونه به بهترین نوع از سازماندهی شورش‌های خود بپردازند به مخیله هارمن ، که ترجیح میدهد واقعیتهای مبارزات مدرن را با فشار به درون اشکالی که مارکسیستها خودشان کلی طول کشید تا در وهله اول به تشخیص آن برسند، خطور نکرده و گم گشته است. با این حال، تا حدی پیشرفت صورت گرفته بجای تمرکز بر روی 1793، بیشتر در کمپ چپ به اصطلاح انقلابی امروز نگاه به 1917 بر میگردد.

ادامه دارد :

http://naskhad.blogspot.co.uk/

***************************

(*)Anarchist Theory: Use it or Lose it / BY: Iain McKay(One of the five Collective members of A.S.R : Anarchist Syndicalist Review) # 57،Winter 2012 یکی از5 عضو کلکتیو( محفل) ‘ بازنگری آنارکوسندیکالیستیدر آمریکا


(**)When the hell


(39)موری بوکچین ، آنارشیسم پساکمبودی(آ. ک. پرس،2004) ، صفحه. 108 Murray Bookchin، Post -Scarcity Anarchism(AK Press،2004)،p.108.

(40)مالکیت دزدی ست !صفحه،. 308


(41)Chris Harman” آرژانتین :شورش در انتهای تیز از بحران جهانی، سوسیالیسم بین الملل شماره 94 ،صفحات 48-3


“Argentin”:rebellion at the sharp end of the world crisis”
(+) Socialist Workers Party (حزب کارگران سوسیالیست( ترتسکیستمترجم

Advertisements

وەڵامێک بنووسە

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / گۆڕین )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / گۆڕین )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / گۆڕین )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / گۆڕین )

Connecting to %s