آنارشیسم” به چه معناست؟ A.1.2

آنارشیسم” به چه معناست؟ A.1.2

به نقل قول از Peter Kropotkin، آنارشیسم “سوسیالیزم بدون دولت است.” [Anarchism, p.  46] به عبارت دیگر، “آنارشیسم به معنای منسوخ کردن استثمار و ستم انسان به انسان که همان لغو مالکیت خصوصی (همچون کاپیتالیسم) و حکومت است، می باشد.” [Errico Malatesta, Towards Anarchism, p. 75]  بنابراین، آنارشیسم نظریەای سیاسی است که هدفش ایجاد جامعەای است بدون سلسله مراتب سیاسی، اقتصادی و اجتماعی. آنارشیست ها ادعا می کنند که آنارشی — بدون حکمران — نوع قابل اجرایی از سیستم اجتماعی است که برای بیشینه کردن آزادی فردی و برابری اجتماعی کار می کند. آن ها آزادی و برابری را در یک رابطەی متقابل و تنگاتنگ می بینند. و یا آنچنان که Bakunin در جملەی مشهور خود می گوید:

“ما به این باور رسیدەایم که آزادی بدون سوسیالیزم یعنی ستم و بی عدالتی، و سوسیالیزم بدون آزادی یعنی بردگی و بیرحمی .” [The Political Philosophy of Bakunin, p. 269]

تاریخ جوامع انسانی این مسئله را ثابت می کند که آزادی بدون برابری، آزادی برای قدرتمند است، و برابری بدون آزادی غیرممکن بوده و توجیهی برای بردگی است.

اگرچه انواع مختلفی از آنارشیسم وجود دارد (از Individualist Anarchism تا Communist Anarchism)  اما تمام آن ها دو نکته را در بطن خود در اشتراک دارند؛ مخالفت با حکومت و مخالفت با کاپیتالیسم. به نقل قول از Individualist Anarchist (آنارشیست فردگرا) — Benjamin Tucker —  آنارشیست ها “بر منسوخ کردن دولت و برانداختن رباخواری، حکومت انسان بر انسان و استثمار انسان توسط انسان پافشاری می کنند.” [Native American Anarchism, p. 140]  تمام آنارشیست ها سود، بهره و کرایه را به چشم رباخواری (یا استثمار) می بینند و با آن و شرایطی که آن را به وجود می آورد به اندازەی دولت و حکومت مخالفت می کنند.

آنچنان که Susan Brown “زنجیرەی اتحاد” آنارشیسم می نامد “محکومیت همگانی سلسله مراتب و سلطەگرایی و میل به مبارزه برای آزادی یکایک انسان هاست.” [The Politics of Individualism, p. 108]  برای آنارشیست ها، انسان نمی تواند به آزادی برسد اگر در چنگال حکومت و یا قدرت کاپیتالیست باشد. چنانچه Voltairine de Cleyre در خلاصەی خود می آورد:

“آنارشیسم… امکان جامعەای را آموزش می دهد که نیازهای یکایک افراد در آن تامین شدهو پرورش کامل ذهن و جسم سرلوحەی زندگی همگان است… [آنارشیسم] می آموزدکه دستگاه غیرعادلانه و ستمگر تولید و توزیع کنونی عاقبت بایستی نابود شدهو توسط سیستمی جایگزین شود که آزادی کار کردن را برای همگان — بدون نیازبه اربابی که کارگر باید قمست عمدەای از تولید خود را به او بفروشد — ضمانت می کند. آنارشیسم از انسان مطیع و غافل یک ناراضی می سازد واز شورشی بی اطلاع یک ناراضی هوشیار… آنارشیسم به دنبال بیدار کردن حسآگاهی انسان نسبت به ستم و بیداد بوده، خواستار جامعەای بهتر و حسی برایادامەی جنگ پایان ناپذیر بر علیه کاپیتالیسم و حکومت است.” [Anarchy! An Anthology of Emma Goldman’s Mother Earth, p. 23-4]

از اینرو، آنارشیسم نظریەای سیاسی است که طرفدار ایجاد آنارشی — جامعەای استوار بر قائدەی  “بدون حکمران” —  است. برای دست یافتن به این هدف “آنارشیستها نیز همچون تمام سوسیالیست ها باور دارند که زمان مالکیت خصوصی زمین،سرمایه و ماشین آلات به سر آمده و محکوم به ناپدید شدن است. و اینکه ابزارتولید بایستی دارایی مشترک جامعه باشد و مشترکا توسط تولید کنندگان ثروتاداره گردد. و… آن ها متذکر می شوند که تشکیلات سیاسی ایده آل در یکجامعه زمانی رخ می دهد که اختیارات و کار دولت به حداقل خود برسد… واینکه هدف نهایی جامعه کاهش اختیارات دولت به صفر است. و این همان جامعەیبدون دولت — آنارشی — است.” [Peter Kropotkin, Op. Cit., p. 46]

آنارشیسم جامعەی امروز را تجزیه و تحلیل کرده و نقد می کند. اما در عین حال تصویری از پتانسیل جامعەی جدید را ارائه می دهد؛ جامعەای که نیازهای بخصوص انسان که جامعەی کنونی آن ها را انکار می کند را تکمیل می سازد. این نیازها به طور بسیار ساده آزادی، برابری و اتحاد هستند که در قسمت دوم این FAQ به بحث گذارده خواهند شد.
آنارشیسم تجزیه و تحلیل انتقادی را با امید به هم آمیخته، و یا آنچنان که Bakunin در روزهای ابتدایی خود اشاره می کند، “انگیزه برای ویران کردن، انگیزەای آفریننده و خلاق است.” هیچکس نمی تواند جامعەای بهتر بسازد بدون اینکه درک درستی از نقایص و مشکلات جامعەی کنونی داشته باشد.

اما باید تاکید کنیم که آنارشیسم فراتر از تجزیه و تحلیل و ارائەی تصویری از جامعەی جدید است. آنارشیسم ریشه در مبارزه دارد؛ مبارزەی ستمدیده برای آزادی خود. به عبارت دیگر، آنارشیسم راه جدیدی را به جامعەای استوار بر نیازهای مردم — و نه قدرت — ارائه می کند و زمین خاکی مان را به سود و منفعت ترجیج می دهد. به نقل قول از آنارشیست اسکاتلندی — Stuart Christie:

“آنارشیسم جنبشی است برای آزادی مرد… واقعی،دموکراتیک و طرفدار مساوات بشر است … آنارشیسم به عنوان مبارزەایمستقیم از سوی ستمدیده و بر علیه ظلم، ستم و استثمار آغاز شد و همچنان نیزادامه دارد. آنارشیسم با فزونی یافتن دسیسه آمیز قدرت حکومت و عادات وصفات مهلک مالکیت فردی مخالفت می کند. این دو — با هم و یا به تنهایی — فقط منافع عدەای خاص را به قیمت منافع دیگران تامین می کنند.

“آنارشیسم هم تئوریک و هم عملی است. از نظر فلسفی،آنارشیسم قصد ایجاد بالاترین درجەی اتحاد، هماهنگی و مصالحه بین افراد،جامعه و طبیعت را دارد. از نظر کاربردی، هدف آنارشیسم بدینگونه است که ماخود را آنچنان سازمان دهیم و به نوعی زندگی کنیم که سیاستمداران، دولت ها،حکومت ها و صاحب منصبان آنان را به امری غیر لازم و اضافی تبدیل سازیم. دریک جامعەی آنارشیست، افراد با احترام متقابل در اجتماعات غیر اجباری (بدون رابطەی رئیس و مستخدم) سازمان داده خواهند شد و ابزار تولید وتوزیع در مالکیت عموم خواهد بود.

“آنارشیست ها انسان هایی خیالباف با قوائد وتفکرات انتزاعی نیستند… آنارشیست ها بسیار خوب می دانند که یک جامعەیکامل و عالی همین فردا به دست نخواهد آمد.  در واقع این مبارزه برای همیشهادامه خواهد داشت!

“سرانجام،این مبارزه است که نتیجه را تعیین می کند. و پیشرفت به سوی یک اجتماع معنیدار باید با مخالفت کردن و ایستادن در مقابل هر نوع بی عدالتی و ستم آغازشود. به طور عامیانه تر، این به معنای مخالفت کردن با هر نوع استثمار و بهمبارزه طلبیدن حقانیت هر نوع حاکمیت اجباری است. آنارشیست ها اگر تنهایک اعتقاد غیرقابل تغییر داشته باشند، این است که زمانی که عادت تسلیم شدنبه سیاستمداران و ایدوئولوژی پردازان از بین برود، و زمانی که مقاومت دربرابر سلطەگرایی و استثمار پدیدار شود، آن زمان است که مردم عادی قادرخواهند بود تا تمام جنبەهای زندگی خود را در هر زمان و هر مکانی — آزادانه و عادلانه — اداره کنند.

“آنارشیست ها نه جدا از مبارزات مردمی هستند و نهقصد تسلط بر آن را دارند. آنان تلاش می کنند تا آنچه را که می توانند بهصورت عملی انجام داده و در بالا بردن حس خودسازی فردی و همبستگی و انسجامگروهی مساعدت و همکاری کنند. این مسئله بسیار مهم است که ما تفکرات و ایدەهای آنارشیست ها در مورد روابط داوطلبانه، تساوی و برابری در تصمیم گیریها، یاری متقابل و انتقادات آنان از تمام اشکال تسلط و تحکم در جنبش هایفلسفی، اجتماعی و انقلابی را در نظر داشته باشیم.” [My Granny made me an Anarchist, p. 162-3]

آنارشیست ها باور دارند که آنارشیسم به طور ساده بیانی تئوریک از توانایی ما برای سازمان دادن خود و ادارەی جامعه بدون نیاز به اربابان و سیاستمداران است. آنارشیسم اجازه می دهد تا طبقەی کارگر و دیگر مردم ستمدیده از قدرت خود به عنوان طبقه آگاه شده، از منافع خود دفاع کرده و برای تغییر دادن اساسی جامعه مبارزه کنند. فقط با انجام این است که ما می توانیم جامعەای مناسب را برای انسان به وجود آوریم.
آنارشیسم یک فلسفەی انتزاعی نیست. ایدەها و نظریات آنارشیست هر روز به مرحلەی اجرا گذارده می شوند. هر زمان که انسان ستمدیده برای حقوق خود به پا می خیزد، برای آزادی خود اقدام می کند، همبستگی و تعاون را به مرحلەی اجرا می گذارد، و خود را بدون ارباب و رهبر سازمان می دهد، آنجاست که روح آنارشی متبلور می شود. آنارشیسم تنها سعی می کند تا این تمایلات آزادیخواهانه را قدرت بخشیده و آن را بارور سازد. همانطور که در قسمت های آینده در مورد آن بحث خواهیم کرد، آنارشیست ها تفکرات و ایدەهای خود را به راه های گوناگون در درون سیستم کاپیتالیست به کار می برند تا اندکی آن را تغییر دهند تا زمانی که به طور کامل از آن رهایی یابند.

ترجمە از: http://www.no-compromise.blogfa.com

 

 

 

A.1.1 “آنارشی” به چه معناست؟

A.1.1 “آنارشی” به چه معناست؟

کلمەی “آنارشی” (Anarchy) از ریشەی یونانی است. پیشوند an (یا a) به معنای “نفی”، “فقدان”، و “نبود” بعلاوەی Archos که به معنای “حکمران”، “مدیر”، “رئیس”، “فرماندار”، و یا “سلطەگر” است. و یا آنگونه که Peter Kropotkin می گوید، آنارشی از ریشەی یونانی و به معنای “مخالف سلطەگر” است. [Anarchism, p. 284]

در حالیکه کلمات Anarchos و Anarchia غالبا “نداشتن حکومت” و یا “بی دولتی” تعبیر می شوند، آنارشیسم تنهای به معنای ” بدون دولت” نیست. “An-Archy” به معنای “بدون حکمران” و یا بطور کلی به معنای “بدون حاکمیت” است. به عنوان مثال Kropotkin استدلال می کند که آنارشیسم “نه تنها به کاپیتال، که به ریشەهای آن — قانون، حاکم، و دولت — حمله می کند.” [Op. Cit., p. 150] برای آنارشیست ها، آنارشی “آنگونه که عموما تصور می شود، لزوما‌ به معنای بی سروسامانی نبوده اما به معنای فقدان دستور و فرمان است.” [Benjamin Tucker, Instead of a Book, p. 13]  از اینرو بهتر است نگاهی داشته باشیم به خلاصەی بسیار زیبای David Weick از آنارشیسم: “آنارشیسم می تواند به عنوان اندیشەای سیاسی واجتماعی درک شود که مخالف همه نوع قدرت، حاکمیت، تسلط و طبقەبندی سلسلەوار بوده، اراده و خواستەای است برای فسخ تمامی آن ها… بنابراینآنارشیسم چیزی است فراتر از “ضد دولت”… [حتی اگر] حکومت (دولت)… مرکزاصلی انتقاد آنارشیست باشد.” [Reinventing Anarchy, p. 139]

به همین خاطر، آنارشیسم اصولا به جای آنکه تنها ضد دولت و یا ضد حکومت باشد، جنبشی است ضدسلسله مراتب.  چرا؟ به این خاطر که “سلسله مراتب” ساختارهای سازماندهی شدەای هستند که به حاکمیت ماهیت می بخشند. نظر به اینکه دولت (حکومت) “بالاترین” نوع سلسله مراتب است، آنارشیست ها –آنچنانکه گفته شد — مخالف دولت هستند، اما این تعریف کاملی از آنارشیسم نیست. این به این معناست که آنارشیست های واقعی نه تنها مخالف دولت، بلکه مخالف هر نوع سازمان سلسله وار و طبقاتی هستند. به گفته ی Brian Morris:

“اصطلاح آنارشی از ریشەی یونانی بوده و دراصل به معنای “نبود حکمفرما” است. آنارشیست ها مردمی هستند که هر نوعحکومت و قدرت اجباری، سلسله مراتب و سلطەگری را رد می کنند. بنابراین طبقگفتەی آنارشیست مکزیکی Flores Magon،آنارشیست ها مخالف “سه گانەی تاریکی” — دولت، کاپیتال و کلیسا — هستند. از اینرو،آنارشیست ها در کنار مخالفت با کاپیتالیسم و حکومت، مخالف هر نوع قدرتدینی و مذهبی نیز هستند. آنارشیست ها به دنبال دایر کردن حالتی از آنارشیهستند که جامعەای است بدون قدرت متمرکز و عاری از هرگونه نهاد اجباری،جامعەای متشکل از انجمن های داوطلبانه.” [Anthropology and Anarchism, pp. 35-41, Anarchy: A Journal of Desired Armed, no. 45, p. 38]

پرداختن به واژەی “سلسله مراتب” در این متن پدیدەای جدید است — آنارشیست های “کلاسیک” همچون  Proudhon،Bakunin  و Kropotkin اگرچه از این واژه استفاده کردند، اما بسیار کم (آنان معمولا واژەی “حکمران” که اختصار “طرفدار تمرکز قدرت در دست یک نفر” بود را به کار می بردند.) با اینحال، از نوشتەهای آنان روشن است که آن ها مخالف سلسله مراتب طبقاتی و نابرابری در میزان قدرت و امتیازات در میان افراد بودند. Bakunin در این باره چنین می گوید:

“آیا می خواهی هیچکس نتواند به همنوع خود ظلم و ستم کند؟ پس اطمینان حاصل کن که هیچکس قدرت را در تصرف خود ندارد.” [The Political Philosophy of Bakunin, p. 271]

دوباره متذکر می شویم که این مخالفت با سلسله مراتب تنها به دولت و یا حکومت محدود نمی شود. این ضدیت در کنار روابط سیاسی، تمام روابط مستبدانەی اقتصادی و اجتماعی — به خصوص روابط وابسته به مالکیت کاپیتالیستی و حقوق (دستمزد) کارگری — را شامل می شود. این را می توان از استدلال Proudhon چنین ارزیابی کرد: “کاپیتال… در زمینەی سیاسی مشابه حکومت است… دیدگاه اقتصادی کاپیتالیسم، سیاستدولت و حاکمیت، و دیدگاه مذهبی کلیسا مشابه به هم بوده و به طرق مختلف بههم متصل هستند. حمله به یکی، مترادف با حمله به همەی آن هاست… آنچه کهکاپیتال به کارگر روا می دارد، و دولت به آزادی، همان چیزی است که دین بهروح روا می دارد. این سه گانەی استبدادی به همان مقدار در عمل زهرآلوداست که در فلسفه. مؤثرترین راه ستم کردن بر مردم این است که همزمان تن،اراده و خرد آن ها را به بردگی گرفت.” [quoted by Max Nettlau, A Short History of Anarchism, pp. 43-44]  در نتیجه در می یابیم که Emma Goldman مخالف کاپیتالیسم بود، چرا که “مرد [یا زن] باید کار و تلاش خود را بفروشد،” و بنابراین، “تمایلات و داوری او تابع ارادەی ارباب است.” [Red Emma Speaks, p. 50] چهل سال قبل Bakunin  همین نکته را مطرح کرد که زیر سلطەی سیستم کنونی، کارگر نفس و آزادی خود را در ازای دستمزد به کاپیتالیست می فروشد. [Op. Cit., p. 187]

بنابراین، “آنارشی” فراتر از یک “مخالفت ساده با دولت” است. آنارشی به معنای مخالفت با هر نوع نهاد استبدادی و سلسلەوار است. به گفتەی Kropotkin، “تولد آنارشیست در جامعه… ریشه در انتقاد او ازنهادهای طبقاتی و تصور مستبدانه از اجتماع… و تجزیه و تحلیل تمایلات بشردر جنبش های ترقی خواه دارد.” [Op. Cit., p. 158] برای Malatesta، آنارشیسم “در طغیانی اخلاقی بر علیه بی عدالتی اجتماعی متولد شد” و اینکه “علل بیماری های خاص اجتماعی را می توان در مالکیت کاپیتالیستی و دولت ریشه یابی کرد.” زمانی که انسان ستمدیده “سرنگونی دولت و مالکیت را طلب کرد، آن هنگام بود که آنارشیسم متولد شد .” [Errico Malatesta: His Life and Ideas, p. 19]

در نتیجه، هرگونه تلاش برای نشان دادن آنارشی فقط و فقط به عنوان “ضد دولت” اشتباهی در تفسیر کلمه و جنبش آنارشیست است. آنگونه که Brian Morris می گوید: “به هنگام بررسی نوشتەهای آنارشیستهای کلاسیک… و نیز خصوصیات جنبش آنارشیست… بدیهی است که آنارشی هیچوقت محدود به “ضد دولت” نبوده است. آنارشی همواره هر نوع حاکمیت و استثماررا به مبارزه طلبیده و به طور مساوی منتقد کاپیتالیسم، دین و دولت بوده است.” [Op. Cit., p. 40]

و دوباره خاطر نشان می سازیم که آنارشی به معنای هرج و مرج نبوده و آنارشیست ها به دنبال ایجاد هرج و مرج و بی نظمی نیستند. در عوض، ما خواستار ایجاد جامعەای استوار بر آزادی فردی و تعاون هستیم. به عبارت دیگر، نظم و ترتیب از پایین به بالا… نه آنکه بی نظمی از بالا به پایین و آن هم توسط حاکمیت. چنین جامعەای بازتاب آنارشی واقعی است، جامعه ای بدون حکمران و سلطەگر.

در حالی که ما در این قسمت در مورد معنای آنارشی بحث می کنیم، Noam Chomsky بعضی از جنبەهای آنارشی را اینچنین خلاصه می کند: “دریک جامعەی حقیقتا آزاد، هرگونه ارتباط میان انسان ها که فراتر از رابطەیخصوصی است — به معنای اینکه شکل نهادی به خود می گیرد — در انجمن یا محلکار، خانواده، جامعەی بزرگتر، یا هر چیز دیگری، بایستی زیر کنترل مستقیمشرکت کنندەها باشد.” [Anarchism Interview] در اینصورت، جامعه به هیچ عنوان به طبقات “اربابان و کارگران” و یا “فرمانداران و بردگان” تقسیم نخواهد شد. یک جامعەی آنارشیست بر مشارکت آزادانەی سازمان های تعاونی استوار است و از پایین به بالا اداره می شود.  قابل ذکر است که امروزه آنارشیست ها تلاش می کنند تا حد ممکن چنین جامعەای را در سازمان ها، مبارزات و فعالیت های خود به وجود آورند.

 

ترجمە از : http://www.no-compromise.blogfa.com

آنارشیسم چیست؟ A.1

آنارشیسم چیست؟A.1

 

آنارشیسم نظریه ای سیاسی است با هدف ایجاد آنارشی، فقدان ارباب و یا فقدان حکمران.” [P-J Proudhon, What is Property, p. 264] به عبارت دیگر، آنارشیسم نظریه ای سیاسی است که هدفش ایجاد جامعه ای استکه افراد در آن به طور آزادانه و برابرانه با هم همکاری می کنند. بنابراینآنارشیسم مخالف هر نوع سیستم سلسله وار و طبقاتی است — چه کنترل از طرفدولت باشد، چه از طرف کاپیتالیست — زیرا در عین حال که نالازم بوده، برایافراد و فردیت شان نیز مضر و پرگزند است.

 

طبق گفتەی  آنارشیست L. Susan Brown : درحالی که فهم عوام از آنارشیسم خشونت است — جنبش ضد دولت — آنارشیسمطریقتی است ظریف تر از یک مخالفت ساده با قدرت دولت. آنارشیستها مخالف این طرز تفکر هستند که قدرت و تسلط برای جامعه الزامی است، و درمقابل از اجتماع، سیاست و اقتصادی تعاونی و غیر طبقاتی (سلسله وار) حمایتمی کند.” [The Politics of Individualism, p. 106]

 

اما بدون شک در بین تمام نظریەهایسیاسی، “آنارشیسم” و “آنارشی” بدتر از همه به تصویر کشیده شدەاند. بطورکلی، این کلمات به عنوان “هرج و مرج” و یا “بی سرو سامانی” به کار می روندو در نتیجه، این طرز تفکر دلالت بر هرج و مرج طلبی آنارشیست ها و یا میلآنان به “بازگشت به قانون جنگل” را دارد.

 

این روند “بد نمایش دادن” بدون سابقەی تاریخیهم نیست. به عنوان مثال در کشورهای تحت فرمان یک شخص (حکومت سلطنتی)،کلماتی همچون “جمهوری” و “دموکراسی” درست به مانند “آنارشی”، برای القایبی نظمی و اغتشاش به کار رفتەاند. به طور حتم آنانی که از وجود وضعیتکنونی سود می برند تلاش خواهند کرد تا این تفکر را القا کنند که مخالفت باسیستم کنونی کار به جایی نخواهد برد و اجتماع جدید به هرج و مرج کشیدهخواهد شد. و یا چنانچه Errico Malatesta بیان می کند: از آنجاییکه این تفکر وجود داشت که وجود حکومت الزامی است و بدون آن ممکن استاختلال و پریشانی حاکم شود، بسیار طبیعی و منطقی است که آنارشی — که بهمعنای فقدان حکومت است — معنی فقدان نظم و ترتیب را دهد.” [Anarchy, p. 16]

 

آنارشیستها می خواهند این “ذهنیت عوام” از آنارشی را تغییر دهند تا مردم قادرباشند ضرر و آسیب حکومت و هر نوع رابطەی سلسله وار را در کنار عدم لزومآن درک کنند.

مردم را متقاعد کن که وجود حکومت نه تنهالازم نیست که بسیار مضر و آسیب رسان است. آنوقت کلمەی آنارشی که به معنایفقدان حکومت است برای همگان یک مفهوم خواهد داشت: نظم و ترتیب طبیعی،یگانگی نیازها و خواستەهای انسان، آزادی مطلق در کنار اتحاد و همبستگی.” [Op. Cit., pp. 16]

 

این FAQ بخشی از پروسەی تغییر این تفکر عواماز آنارشیسم و آنارشی است. در کنار مبارزه با تحریفات صورت گرفته از سویاین “ذهنیت عوام” در مورد “آنارشی”، ما همچنین باید با تحریفات صورت گرفتهاز سوی دشمنان سیاسی و اجتماعی مان در مورد آنارشیسم و آنارشیست ها مبارزهکنیم. آنچنانکه Bartolomeo Vanzetti می گوید، آنارشیست هارادیکالترین رادیکال ها — گربەهای سیاه — ترس و وحشت ریاکاران و متعصبان،استثمارگران، حقەبازان، تظاهرکنندگان و ستمگران هستند. از طرف دیگر، مابیشتر از هر کس دیگری مورد تهمت و ستم قرار گرفته، بد جلوه داده و فهماندهشدەایم.” [Nicola Sacco and Bartolomeo Vanzetti, The Letters of Sacco and Vanzetti, p. 247] Vanzetti می دانست از چه سخن می گوید. او ودوست صمیمی اش — Nicola Sacco — توسط دولت ایالات متحده زندانی شده و درسال ۱۹۲۷ به خاطر آنارشیست خارجی بودن با برق اعدام شدند. بنابراین، این FAQ تلاش دارد تا افتراها و تهمت های نسبت داده شده به آنارشیست ها از سویرسانه های کاپیتالیست، سیاستمداران و رؤسا را تصحیح کند (بگذریم از تهمتهایی که دوستان اسبق — لیبرال ها و مارکسیست ها — به ما زدەاند. ) امیدواریم که شما نیز در انتهای این FAQ به طور کامل با این مسئله آشناشوید که چرا سردمداران قدرت این همه زمان برای حمله به آنارشیسم صرف کردهاند… چرا که آنارشیسم نظریەای است که آزادی برای همه را تضمین کرده وبه سیستم های سلسله وار — که حکومت گروهی کوچک بر همگان است  پایان میبخشد.

ترجمە از : http://www.no-compromise.blogfa.com

پرسش و پاسخهای مکرر آنارشیستی : بخش A

بخش A

مقدمه

تمدن مدرن انسانی با سه بحران فاجعەانگیز روبرو است:

(۱)سقوط اجتماع، اصطلاحی خلاصه وار برای تعریف میزان در حال صعود فقر، بیخانمانی، جرم، خشونت، بیگانگی، سوء استفاده از مواد مخدر و الکل،انزواگرایی، بی تفاوتی سیاسی، نزول صفات انسانی، تنزل در ساختار اجتماعی وارتباطات دو طرفه، و غیره.

(۲) تخریب و نابودی زمین و طبیعت ظریف آن که زندگی موجودات زنده به آن بستگی دارد.

(۳)تکثیر سلاح های کشتار جمعی، بخصوص سلاح های هستەای.

طبق عادت، متخصصان پایه گذار سیستم، رسانەهایجمعی و سیاستمداران عموما این بحران ها را از هم جدا و هر کدام را ناشی ازدلایل متفاوت دانسته، سعی در تفکیک این سه دارند. اما بدیهی است که اینرسم کهن” راه به جایی نمی برد، چرا که این مشکلات در حال گسترش هستند. وبی شک اگر راه و رسم دیگری پیش روی نگیریم، فاجعه گریبان گیرمان خواهدشد – یا به خاطر جنگ های مصیبت بار، یا ویرانی محیط زیست و یا ازطریق تنزل به وحشیگری.

آنارشیسم با دنبال کردن و پیگیری “منشاءمشترک” این بحران ها، راه حلی مشترک و مرتبط ارائه می دهد. منشاء مشترکاین بحران ها که پایەی اصلی نهادهای بزرگ و “متمدن” — چه کاپیتالیسم وچه کمونیسم — را تشکیل می دهد، چیزی نیست به جزطبقات و سلسله مراتب“. بنابراین تجزیه و تحلیل آنارشیست از آنجا شروع می شود که تمام نهادها (سازمان هایی که خوستار تمرکز قدرت در راس هرم قدرت هستند) بر پایه ی ایناصول ساخته شدەاند، مانند شرکت ها، تاسیسات اداری-دولتی، ارتش، جناح هایسیاسی، نهادهای دینی، دانشگاەها و غیره. سپس نشان می دهد که علاقه ی شدیدقدرتمداران به این نوع سلسله مراتب چه آثار منفی و نامطلوبی بر رویافراد”، اجتماع و فرهنگ دارد. در اولین بخش این FAQ سعی خواهیم کرد تانگاهی بر تجزیه و تحلیل آنارشیست از این سلسه مراتب قدرت و اثرات منفی آنداشته باشیم.

اما باید در نظر داشته باشیم که آنارشیسم تنهاانتقادی بر “مدرنیتەی ویرانگر” نیست. بلکه پیشنهادی است برای جامعەایآزاد. Emma Goldman “ مسئلەی آنارشیست” را اینچنین بیان می کند: “مسئلەای که ما امروز با آن مواجه هستیم… این است که چگونه خود باشیم و در عینوحدت با دیگران و احساس کردن با دیگر انسان ها، مشخصات کیفیتی خویشتن راحفظ کنیم.” [Red Emma Speaks, pp. 158-159] بهعبارت دیگر، چگونه می توانیم جامعەای را بسازیم که در آن استعدادها ونیازهای افراد محقق گشته اما نه به قیمت زیر پا گذاشتن استعدادها ونیازهای دیگران؟ برای رسیدن به این خواسته، آنارشیست ها آرزوی جامعه ای رادارند که در آن به جای کنترل “از بالا به پایین” از طریق سلسله مراتبقدرت متمرکز، کار و بار بشریت — به نقل قول از Benjamin Tucker — از طریق افراد و یا انجمن های داوطلبانه اداره گردد.” [Anarchist Reader, p. 149] در حالی که بخش های آیندەی این FAQ به توضیح پیشنهادهای مثبت آنارشیسم در مورد برپایی چنین جامعەایکنترل از پایین به بالاخواهد پرداخت، شاهد هسته ی سازندەی آنارشیسم در بخش های ابتداییخواهیم بود. هسته ی سازنده و مثبت آنارشیسم حتی در انتقادش از راهکارهایمعیوب “مارکسیسم” و “لیبرالیسم” جناح راست قابل رویت خواهد بود.

چنانکه Clifford Harper می گوید: “همچونتمام ایدەهای بزرگ، آنارشیسم بسیار ساده است وقتی از ریشه شناخته شود — انسان ها در اوج شکوه و بزرگی اند هنگامی که آزاد از حاکمیت زندگی می کنندو به جای دستور گرفتن، در بین خود تصمیم می گیرند.”    [Anarchy: A Graphic Guide, p. vii] به سبب خواستەی آنارشیست ها برای افزایش آزادی اجتماعی تا آخرین درجەیممکن، آن ها خوستار منحل شدن تمام نهادهای سرکوب کنندەی مردم هستند: جامعەای آزاد از سیاست ها و نهادهای اجباری که سدی در برابر پیشرفت انسانیت هستند، خواستەی مشترک تمام آنارشیست هاست.” [Rudolf Rocker, anarcho-Syndicalism,p. 9]

چنانچه خواهیم دید، تمام این نهادها بر اساس سلسله مراتب بوده و خوی سرکوب کننده شان مستقیما از همین سلسله مراتب نشأت می گیرد.

آنارشیسم یکتئوریاجتماعی- اقتصادی و سیاسی است، اما یک ایدوئولوژی نیست. این تفاوت بسیارمهم است. بطور اساسی، تئوری یعنی تو صاحب فکر هستی. در صورتیکهدر ایدوئولوژی فکر صاحب توست. آنارشیسم پیکرەای از فکرهاست، قابل انعطافبوده، دائما در حال تکامل و سیلان است و همواره به روی اطلاعات جدید بازاست. چنانچه با تغییر و پیشرفت جامعه، آنارشیسم نیز پیشرفت کرده و تکاملمی یابد. در مقابل، ایدوئولوژی یک سری ایدەی “ثابت” است که مردم متعصبانهبه آن باور دارند و معمولا منکر حقیقت و تغییر است. تمام این ایدەهایثابت” منشأ استبداد و تناقض بوده، سعی در تحمیل خود و حل کردن افراد دردرون خود دارند.  صرفنظر از اینکه این ایدوئولوژی لنینیسم است، یا مادیگرایی، لیبرالیسم (آزادیخواهی) یا هر چیز دیگری، واقعیت آن است که همهنتیجەای مشابه خواهند داشت: نابودی افراد حقیقی زیر نام عقیده. عقیدەایکه معمولا مصلحت عدەای قدرتمدار را در نظر می گیرد. و یا چنانچه Michael Bakunin می گوید:

تا به امروز تاریخ بشریت تنها تصویری دائمی ازقربانی شدن میلیون ها انسان بیگناه زیر افتخارات انتزاعی بودەاست: خدا،کشور، توانمندی دولت، افتخار ملی، حقوق تاریخی، آزادی سیاسی، رفاه عمومی .” [God and the State, p. 59]

دگما و عقاید تعصب آمیز به شدت ساکن و مرگباربوده، معمولا برگرفته از “پیغمبری” مرده، مردی دیندار و یا غیر دیندار استکه پیروانش — همچون سنگ تغییر ناپذیر — از عقاید او بت ساختەاند. آنارشیست ها می خواهند که انسان زنده، مرده را دفن کرده و بتواند به زندگیخود ادامه دهد. انسان زنده باید مرده را فرمانروایی کند، نه برعکس. ایدوئولوژی ها الهەی انتقام تفکرات منتقدانه و در نتیجه آزادی هستندبا کتابی از “جواب ها” که ما را از “مسئولیت” فکرد کردن برای خودمان خلاصمی کنند!

ما با مهیا کردن این FAQ در مورد آنارشیسم هیچتلاشی برای دادن جواب “صحیح” نداریم و نمی خواهیم کتابی جدید از قوانین راارائه دهیم. ما در این FAQ مختصری در مورد گذشتەی آنارشیسم توضیح خواهیمداد اما بیشتر بر روی قالب های مدرن آن تمرکز خواهیم کرد، و اینکه چرا ماامروز آنارشیست هستیم. این FAQ تلاشی است برای بیدار کردن حس تفکر و تجزیهو تحلیل در درون خود شما. اما اگر شما به دنبال ایدوئولوژی ای نو هستید،آنارشیسم به کار شما نخواهد آمد.

اگرچه آنارشیست ها تلاش می کنند تا واقعگرا ومنطقی باشند، اما معقول نیستند. انسان های “معقول” به صورت غیر انتقادیآنچه را که “متخصصان” و “سیستم” “صحیح” می دانند را قبول کرده و در نتیجههمواره برده خواهند بود. به نقل قول از Bakunin، آنارشیست ها می دانند که:انسانتنها زمانی نیرومند است که بتواند بر روی حقیقت خود بایستد، زمانی که عملو گفتارش از درون خود باشد. آنگاه در هر شرایطی که باشد، می داند که چهبگوید و چه کار کند. ممکن است سقوط کند اما هرگز از انگیزەی خویش خجلتزده نخواهد شد.” [quoted in Albert Meltzer, I Couldn’t Paint Golden Angels, p.2]

آنچه Bakunin تشریح می کند نیروی تفکر مستقلاست، که همان نیروی آزادی است. ما شما را تشویق می کنیم تا “معقول” نبودهو گفتەهای دیگران را قبول نکنید. برای خودتان فکر کرده و قدم بردارید!

آخرین نکته اینکه بطور مسلم این FAQ سخن قطعیدر مورد آنارشیسم نیست. بیشتر آنارشیست ها شاید با آنچه که اینجا نوشتهشده مخالفت کنند، و این قابل پیش بینی است زمانی که انسان ها برای خود میاندیشند. تمام آنچه که ما می خواهیم این است که پایه های آنارشیسم را نشانداده و تجزیه و تحلیل خود را از مباحثی مشخص ارائه دهیم.

ترجمە از : http://www.no-compromise.blogfa.com

سه‌رچاوه‌کانی وزه‌

و. لە عەرەبییەوە: سەلام عارف

٢-جه‌ماوه‌ر

شۆڕشی 1848بوو ئه‌و بواره‌ی ڕه‌خساند بۆ  (برۆدۆن)  تا بتوانێت ئه‌وه‌ بدۆزێته‌وه‌و بیخاته‌ ڕوو،که‌ جه‌ماوه‌ر خۆی هێزوو وزه‌به‌خشی شۆڕشه‌کانه‌ ده‌رباره‌ی ئه‌و مه‌سه‌له‌یه‌ش ساڵی1849 وتوویه‌تی (شۆڕشه‌کان دانی خێر نانێن به‌ بزوێنه‌ره‌کاندا،کاتێك هاواری چاره‌نووس بانگی شۆڕش ده‌کات،شۆڕش خۆی دێت،به‌ نه‌مانی ئه‌و هێزه‌ سه‌رسوڕهێنه‌ره‌ که‌بانگی ئه‌و شۆڕشه‌ی کردوه‌،شۆڕش خۆشی نامێنێتوو ماڵئاوایی ده‌کات شۆڕشه‌کان ده‌ستکردی گه‌لانن،له‌ هه‌ندێك حاڵه‌تی تاکووته‌رادا نه‌بێت،که‌ حکوومه‌ته‌ میلیه‌کان ناچار شوێن شۆڕش که‌وتون دواتر بوونه‌ته‌ به‌ربه‌ستو باریگرانو داپڵۆسێنه‌ری)

( کاتێك گه‌ل ئه‌وه‌ ئه‌بینێت، که‌ غه‌ریزه‌ شۆڕشخوازییه‌که‌ی خۆیه‌تی بۆته‌ چاوساغ و پێشڕه‌وی ده‌کات، ئه‌و کاته‌ گه‌ل ڕووناکتر ئه‌بینێت و هیچ به‌هایه‌ك بۆ بزوێنه‌ربازی دانانێت) شۆڕشی کۆمه‌ڵایه‌تی، نه‌ به‌ نه‌قیزه‌و،  نه‌ به‌ هه‌چه‌کردنی ئه‌م و ئه‌وی خاوه‌ن تیۆری حازربه‌ ده‌ست، نه‌ به‌ ئامۆژگاری خاوه‌ن وه‌حێکی شۆڕشگێڕ ڕوونادات، شۆڕشی کۆمه‌ڵایه‌تی شۆڕشێکی ئۆرگانیه‌ به‌رهه‌می ژیانێکی کۆمه‌کگه‌راییه‌ و  که‌سانی ئه‌کتیڤی جێبه‌جێکاری  خۆی هه‌یه‌، وه‌کو ووتمان سه‌نعه‌تی که‌سێکی دیاریکراو نییه‌ شۆڕش له‌خواره‌وه‌ پێشڕه‌وی ده‌کرێت

شۆڕش ئه‌توانێت سه‌ربکه‌وێت به‌سه‌ر ئه‌و قه‌یرانه‌دا، واته‌ به‌سه‌ر ئه‌و قۆناغه‌دا  که‌ ناونراوه‌ قۆناغی گواستنه‌وه‌، پاش ئه‌و سه‌رکه‌وتنه‌ش، جارێکی تر درووستکردنه‌وه‌ی کۆمه‌ڵایه‌تی ده‌کاته‌وه‌ به‌ خواستوو هیواو مه‌به‌ستی جه‌ماوه‌ر خۆی، ئا له‌م بواره‌دایه‌، که‌ ( برۆدۆن) جه‌خت ده‌کاته‌وه‌ له‌سه‌ر( که‌سایه‌تی سه‌ربه‌خۆی جه‌ماوه‌ر)

-باکۆنین-یش ئه‌و بواره‌ی پشتگیۆ نه‌خستوه‌و ، گرنگییه‌کی تایبه‌تی پێداوه‌، به‌رده‌وام بیرووبۆچونه‌کانی خۆی خستۆته‌ ڕوو  جه‌ختی له‌سه‌رئه‌وه‌ش کردۆته‌وه‌، که‌ مه‌حاڵه‌ له‌سه‌ره‌وه‌ بڕیاری شۆڕش بدرێت وشۆڕش ڕێکناخرێت و نه‌شونماکردنیشی  دابین ناکرێت،  به‌بێ جموجۆڵی خۆبه‌خۆیی جه‌ماوه‌ر

( گه‌ڵاڵه‌بوونی ڕاز و نیاز و ئامرازه‌کانی شۆڕش له‌ قوڵایی هۆشمه‌ندی جه‌ماوه‌ردا زۆری پێئه‌چێت، شۆڕشه‌کان به‌ زه‌بری هێزی پێوویستییه‌کان، وه‌کو دز به‌بێخشپه‌ دێن و ئه‌ته‌قێنه‌وه‌، زۆرجاریش به‌ ڕواڵه‌ت هۆکاری ته‌قینه‌وه‌کانیان هیچێکی ئه‌وتۆیان تیابه‌سته‌ نییه‌، ئه‌توانرێت چاوه‌ڕوانی شۆڕش بکرێت، هه‌ست به‌ نزیکبونه‌وه‌ی بکرێت، به‌ڵام مه‌حاڵه‌ ته‌قینه‌وه‌که‌ی خێراتر بکرێت، شۆڕشی کۆمه‌ڵایه‌تی خۆی له‌خۆیه‌وه‌ له‌ ناخی دڵی گه‌له‌وه‌ هه‌ڵده‌قوڵێت و هه‌موو به‌ربه‌سته‌کان ڕائه‌ماڵێت و دواتر له‌ قوڵایی گیانی میلی خۆیه‌وه‌، ژینی نوێی  کۆمه‌ڵایه‌تی ئازاد ده‌خوڵقێنێت)

( باکۆنین) به‌وه‌ به‌ختیار بوو، که‌ کۆمه‌نه‌ی پاریس 1871بیروبۆچونه‌کانی ئه‌وی سه‌لماند و شۆڕشگێڕان گه‌یشتبوونه‌ ئه‌و بڕوایه‌، که‌ (جموجۆڵی تاکی گرنگییه‌کی ئه‌وتۆی نییه‌، له‌چاو جموجۆڵی خۆبه‌خۆیی جه‌ماوه‌ردا)

(کرۆپۆتکین) وه‌ك ئه‌وانه‌ی پێشخۆی گرنگی داوه‌ به‌و مه‌سه‌له‌یه ‌و  وتوویه‌تی (گیانی ڕێکخستنی خۆبه‌خۆیی گه‌ل ته‌واو بڵندوو نایابه‌، به‌ڵام به‌ری مووماره‌سه‌کردنی ته‌واو ته‌سکراوه‌ته‌وه‌، ئه‌وانه‌ش، که‌ له‌و جۆری ڕێکخستنه‌ تێناگه‌ن و لێی به‌ گومانن، ته‌نها ئه‌وانه‌ن که‌ هه‌موو ژیانی خۆیان له‌ پشتی مێزه‌کان وله‌ناو کاغه‌زه‌ شڕووپڕه‌کاندا به‌سه‌ربردوه‌، به‌سه‌رئه‌به‌ن)

‌هه‌رچه‌نده‌ مرۆی ئازادیخواز به‌رده‌وام جه‌ختی له‌سه‌رئه‌وه‌ کردۆته‌وه‌، که‌ جه‌ماوه‌ر بناغه‌یه‌و به‌ پله‌ی یه‌که‌م دێت، به‌ڵام ئه‌ویش وه‌ك برا نه‌یاره‌که‌ی** ( برا مارکسی) ه‌که‌ی نه‌یتوانیوه‌ خۆی لابدات له‌و دژایه‌تییه‌، دژایه‌تیه‌که‌ش ئه‌وه‌یه‌،  ڕاسته‌  خۆبه‌خۆیی جه‌ماوه‌ر بناغه‌یه‌و به‌ پله‌ی یه‌که‌م دێت، به‌ڵام ئه‌وه‌ هه‌مووشتێك نییه‌، هۆشمه‌ندی و گواستنه‌وه‌ی هۆشمه‌ندیش بۆناو ڕیزه‌کانی جه‌ماوه‌ر، گرنگی تایبه‌تی خۆی هه‌یه‌، گومان له‌وه‌شدا نییه‌، که‌ کاری گواستنه‌وه‌ی هۆشمه‌ندی  بوونی ده‌سته‌یه‌کی شۆڕشگێڕ فه‌رز ئه‌کات، واته‌ بوونی ده‌سته‌یه‌کی شۆڕشگێڕ***له‌و چه‌شنه‌، که‌ توانای ئه‌وه‌ی هه‌بێت ( دانان و داڕشتنی هزری شۆڕش) بگرێته‌ ئه‌ستۆی خۆی، به‌ڵام ئه‌بێت له‌و حاڵه‌ته‌دا بپرسیین، ئایا ئه‌و ده‌سته‌یه‌ ئه‌و هه‌له‌ ناقۆزێته‌وه‌، بۆ به‌باوکردنی سه‌روه‌ری هزری خۆی و نابێته‌ مایه‌ی ئیفلیجکردنی ده‌ستپێشخه‌رییه‌کانی جه‌ماوه‌رو دواتر سه‌پاندنی باڵاده‌ستییه‌کی نوێ

نکۆڵی له‌وه‌ ناکرێت، که‌ -برۆدۆن-گرنگییه‌کی زۆری داوه‌ به‌ مه‌سه‌له‌ی خۆبه‌خۆیی جه‌ماوه‌ر، به‌ڵام له‌گه‌ڵ ئه‌وه‌شدا ته‌واو بێزاربوه‌، له‌و ساردووسڕیه‌، که‌ هه‌بوه‌ له‌ناو جه‌ماوه‌ردا، ئه‌و له‌گه‌ڵ بیروبۆچوونی ئه‌و که‌سانه‌دا  نه‌بوه‌، که‌هه‌نووکه‌ هۆی ئه‌و ساردووسڕیه‌یان گه‌ڕاندۆته‌وه‌ بۆ ڕۆڵی حکومه‌ت له‌و بواره‌دا، به‌ بیروبۆچونی ئه‌و جه‌ماوه‌ر به‌ غه‌ریزه‌  زۆر ڕێزی حکومه‌ت ده‌گرێت، ئه‌و ساردووسڕیه‌ش له‌وێوه‌ سه‌رچاوه‌ ده‌گرێت، ئه‌و چۆن دژی ئه‌و ڕێزگرتنه‌ بوه‌، ئاوه‌هاش دژی گیانی خۆبه‌که‌مزانیش بوه‌-برۆدۆن-هاندان و هوروژاندنی گیانی کاری کۆمه‌کی به‌ ئه‌رکێکی مێژویی زانیوه‌ ، هه‌ر له‌و ڕوانگه‌یه‌شه‌وه‌ بڕوای وابوه‌، که‌ ئه‌بێت  ڕۆشنایی له‌ ده‌ره‌وه‌ بێت و خۆی بکات به‌ ژووردا، گه‌ر وانه‌بێت، ئه‌وا کۆیله‌یی چینه‌کانی خواره‌وه‌ هه‌تا هه‌تایه‌ به‌رده‌وام ئه‌بێت

-برۆدۆن هیچ لارییه‌کی نه‌بوه‌ له‌وه‌ که له ‌‌( ‌‌هه‌موو چه‌رخه‌کاندا، سه‌ره‌تا هزر له‌ ده‌ماغی هه‌ندێك که‌سدا گه‌ڵاڵه‌ بوه‌و دواتر له‌ دایکبوه‌) دواتریش گیۆزراوه‌ته‌وه‌ بۆ ناو ڕیزه‌کانی جه‌ماوه‌ر، هه‌نووکه‌ کاری گواستنه‌وه‌ی هۆشمه‌ندی کارێکی تاکی بوه‌، کاری زۆرینه‌ نه‌بوه‌، به‌ڵام  -برۆدۆن-  له‌گه‌ڵ ئه‌و بڕویه‌شیدا، ئه‌و ئایدلیستخوازییه‌ی خستۆته‌ خانه‌ی گومانه‌وه‌و به‌ گه‌لحۆیشی زانیوه‌، گه‌ر هه‌ست به‌وه‌ نه‌کرێت، که‌ ئه‌وه‌ ده‌کرێته‌ پاساوی ده‌سه‌ڵاتگه‌رایی، له‌به‌رئه‌وه‌ جه‌ختی له‌سه‌ر ئه‌وه‌ کردۆته‌وه‌، که‌ ئه‌بێت به‌ باشی پارسه‌نگی ئه‌و دوو ئۆرگانه‌ ڕابگیرێت، واته‌ ڕاگرتنی پارسه‌نگی بزووتنه‌وه‌ی خۆخۆیی جه‌ماوه‌رو گواستنه‌وه‌ی هۆشمه‌ندی

ساڵی 1864 پێش ئه‌وه‌ی ( باکۆنین) ببێت به‌ سۆسیالیستێکی ئازادیخواز، ته‌واو سه‌رقاڵی ته‌راتێنی ناو ڕێکخراوه‌ نهێنیه‌کان بوو، زۆریش سه‌رسامبوه‌ به‌ هزری-بلانك-ی هزری –بلانك-یش، به‌شێوه‌یه‌کی گشتی بریتی بوه‌ له‌( ئه‌بێت کاروو جموجۆڵی ده‌ستبژێر پێش خه‌به‌ربونه‌وه‌ی جه‌ماوه‌ر بکه‌وێت، تا دواتر چه‌نده‌ها که‌سی پێشکه‌وتوو په‌یوه‌ندی ئه‌که‌ن به‌و ده‌ستبژێره‌وه‌، ئه‌وه‌ش ئه‌بێته‌ هه‌وێنی دروستبونی  ئه‌نته‌رناسیۆنالیزم، که‌ سه‌رده‌مێکه‌ دروستبونی دواکه‌وتوه‌) -باکۆنین-دوای ئه‌وه‌ش که‌ ده‌بێته‌ سۆسیالیستێکی ئازادیخواز، هه‌ر بڕوای وابوو، که‌  ناڕێکوپێکی و گه‌ڕه‌لاوژێیه‌کی میلی هه‌یه‌، هه‌رچه‌نده‌ ئه‌و گه‌ڕه‌لاوژێیه‌ خۆی له‌ خۆیدا وزه‌به‌خشی شۆڕشه‌، به‌ڵام ئه‌بێت  گرنگی بدرێت به‌ تێکه‌ڵبونی هزرو جموجۆڵی شۆڕشگێڕانه‌ی جه‌ماوه‌ر، چوونکه‌ ئه‌و تێکه‌ڵه‌یه‌ خۆی ئامێرێك  ئه‌دۆزێته‌وه‌و ده‌سته‌یه‌کیش له‌وانه‌ که‌ هزر ئه‌یانبزوێنێت، کاریگه‌ر سرووشتی له‌سه‌ر جه‌ماوه‌ر دائه‌نێت

( 10 که‌س- 20 که‌س- 30 که‌س- یان زیاتر) له‌و که‌سانه‌، که‌ بڕوایان به‌ خۆڕێکخستن هه‌یه‌ ئه‌توانن(100که‌س-200که‌س- 300 که‌س- یان زیاتر)  هانبده‌ن، بهروژێنن، پێگه‌یاندنی پێشڕه‌وه‌کان ئه‌رکی ئێمه‌یه‌، ئه‌بێت ئه‌و پێشڕه‌وانه‌ باش ڕێکخراوبن، تا بتوانن بزوتنه‌وه‌ی میلی بکه‌نه‌ سه‌رچاوه‌ی بیروباوه‌ڕه‌کانمان

ئه‌و ده‌مه‌ (باکۆنین) و براده‌ره‌کانی، سه‌ر به‌و ڕێبازه‌ بون، که‌ ئه‌مڕۆ له‌ زمانی سیاسیدا پێیئه‌وترێت-ده‌ستبژێر- به‌شانه‌بون- ناوکه‌کان- به‌ واتایه‌کی تر ئه‌و که‌سانه‌، که‌ ئه‌رکی هزری و ئاڕاسته‌کردن ئه‌گرنه‌ ئه‌ستۆی خۆیان-باکۆنین-بڕوای وابوه‌، که‌ پێوویسته‌ له‌ گه‌ڕه‌کاندا کاری ڕێکخراوه‌یی بکرێت بۆ ڕاکێشان و ڕێکخستنی ئه‌و که‌سانه‌، که‌ زیره‌کتروو کارامه‌ترن و بیروبۆچونه‌کانیان هاوڕه‌نگن له‌گه‌ڵ بیروبۆچونه‌کانمان، بڕوای وابوه‌ ، که‌ هه‌ر له‌و موماره‌سه‌یه‌شدا له‌غزه‌کانی کاریگه‌ریکردن ده‌رئه‌که‌ون، ئه‌بێت ئازادیخوازه‌کان له‌ناو هه‌ڵچون و هوروژانی میلیدا له‌ فڕۆکه‌وانێکی نادیار بچن، پێوویسته‌ به‌بێ  هیچ-مافێکی ڕه‌سمی-پێشڕه‌وبن، واته‌ دوره‌په‌رێز له‌ هه‌موو ئیمتیازێکی حزبچێتی، ئه‌بێت   ئه‌و پێشڕه‌وانه‌ جێبه‌جێکاری کارامه‌بن

(باکۆنین) ته‌واو به‌وه‌ هۆشیار بوه‌، که‌ ئه‌و وشانه‌ ( پێشڕه‌وه‌کان) ( سه‌رکرده‌کان) ( دیکتاتۆریه‌ت) هتد-  هه‌ر ئه‌و وشانه‌ن، که‌ ناحه‌زانی ئازادیخوازی به‌ کاریان ئه‌هێنن، ئه‌و ده‌ستی خۆی پێشخستوه‌ له‌و ڕوه‌وه‌ داوای لێبووردنی کردوه‌و وتوویه‌تی، ئه‌و که‌سه‌ی وائه‌زانێت، که‌ ڕێکخستن له‌و چه‌شنه‌  به‌رته‌سکردنه‌وه‌ی ئازادی جه‌ماوه‌ره‌و هه‌وڵدانیشه‌ بۆ درووستکردن باڵاده‌ستی نوێ، ئه‌و که‌سه‌ هه‌ڵه‌یه‌و ئه‌و مه‌سه‌له‌یه‌ به‌و چه‌شنه‌ نییه‌، چوونکه‌ پێشڕه‌وی هۆشمه‌ند، چاکه‌کار، و دیکتاتۆر، و باریگران نییه‌ به‌سه‌رشانی گه‌له‌وه‌، به‌ڵکو ئه‌و پێشڕه‌وه‌ ته‌نها مامانێکه‌ بۆ له‌ دایکبونی( خۆڕزگاری) و ‌هیچیتر

ئه‌بێت پێشڕه‌وی هۆشمه‌ند له‌ناو گه‌رمه‌ی جموجۆڵه‌ جه‌ماوه‌رییه‌کاندا ئه‌کتیڤ بێت و ئه‌و بیروباوه‌ڕانه‌ش بڵاوبکاته‌وه‌، که‌ له‌گه‌ڵ غه‌ریزه‌کانی جه‌ماوه‌ردا هاوچه‌شنن، نابێت پێشڕه‌و خۆیهه‌ڵقورتێنێت له‌ مه‌سه‌له‌و بابه‌ته‌کانی ترو به‌جێیانبهێڵێت بۆ جه‌ماوه‌ر خۆی

-باکۆنین-جارێکی تر داوای لێبوردنی کردوه‌، که‌( ده‌سه‌ڵاتی شۆڕشگێڕ) ی به‌کارهێناوه‌‌، ئه‌و له‌و بواره‌دا، ته‌نها مه‌به‌ستی لانی که‌می ده‌سه‌ڵات بوه‌، ئه‌و ده‌سه‌ڵاته‌ش بۆ پشتگیریکردنی جه‌ماوه‌ر بوه‌، تا جه‌ماوه‌ر ئه‌و بواره‌ی بۆ بڕه‌خسێت و بتوانێت ڕێکخستنی له‌ خواره‌وه‌ بۆ سه‌ره‌وه‌  درووست بکات، هه‌روه‌ها له‌ناو جه‌ماوه‌ردا یاریده‌ده‌ری هوروژاندنی گیانی شۆڕش بێت

سه‌پاندنی ده‌سه‌ڵات و گیانی یاریده‌دان دوو مه‌سه‌له‌ی جیاوازو دژ به‌یه‌کن

( رۆزا لوکسمبورغ) دوای تێپه‌ڕبونی ماوه‌یه‌کی زۆر باسی ئه‌و پرسه‌ ده‌هێنێته‌وه‌ گۆڕێ ده‌رباره‌ی وتوویه‌تی”به‌ بیروبۆچونی (باکۆنین) ململانێی هزری ده‌رباره‌ی بزوتنه‌وه‌ی خۆخۆیی جه‌ماوه‌ خۆتێهه‌ڵقورتانی پێشڕه‌وی هۆشمه‌ند ته‌واو یه‌کلانه‌کراوه‌ته‌وه‌، یه‌کلاش ناکرێته‌وه‌، تا زانست خۆی نه‌کات به‌ناو ڕیزه‌کان کارگه‌رانداو وایلێدێت که‌ ئیتر کارگه‌ران پێوویستیان به‌ پێشڕه‌وی هۆشمه‌ند نامێنێت، گه‌ر پێوویستیشی بوو وه‌ك جێبه‌جێکاران پێوویستی ئه‌بێت، نه‌ك وه‌ك که‌ڵه‌گا” -باکۆنین-هه‌ر له‌و گۆشه‌یه‌وه‌ ڕوانیویه‌ته‌ ئه‌نته‌رناسیۆنالیزمی کارگه‌ران و  وتوویه‌تی ” بۆئه‌وه‌ی ئه‌نته‌رناسیۆنالیزم ببێته‌ ئامرازی ڕزگاربون، پێوویسته‌ ئه‌ندامه‌کانی پڕچه‌ك بن به‌ – زانست- فه‌لسه‌فه‌- سیاسه‌تی سۆسیالیزم-“

ئه‌و هه‌ڵهێنجانه‌ له‌ ڕووی تیۆرییه‌وه‌، هه‌ڵهێنجانێکی پۆزه‌تیڤه‌، به‌ڵام به‌ پێی ئه‌و هه‌ڵهێنجانه‌  چاره‌یه‌کی تر نییه‌ له‌وه‌ زیاتر، که‌ ئه‌بێت چاوه‌ڕێبکرێت، تا پێشکه‌وتنی مێژویی ڕاستی ئه‌و هه‌ڵهێنجانه‌ ئه‌سه‌لمێنێت ، له‌و حاڵه‌تی چاوه‌ڕوانیه‌دا مه‌سه‌له‌که‌ وه‌ك کومپیاله‌یه‌کی لێدێت، یان ده‌بێته‌ بیتاقه‌یه‌کی قووماری به‌خت تاقیکردنه‌وه‌، ئه‌و چاوه‌ڕوانیشه‌ش زۆر ئه‌خایه‌نێتو ده‌بێته ‌( خۆت و به‌ختی خۆت)

له‌ شۆڕشی ڕووسیدا ئازادیخوازه‌کانیش، وه‌ك مارکسیه‌کان گیرۆده‌ی ده‌ستی ئه‌و دژایه‌تیه ‌( بزووتنه‌وه‌ی خۆخۆیی جه‌ماوه‌رو ده‌ستبژێری هۆشمه‌ند) بوون، به‌جۆرێکیش گیرۆده‌بون، که‌ کاری کردبوه‌ سه‌ر شۆڕش، ئه‌وه‌بوو دوو هێز شۆڕشی ڕائه‌کێشا ، له‌لایه‌که‌وه‌ خۆبه‌خۆی سۆڤیه‌ته‌کان، له‌لایه‌کی تره‌وه‌ ( چڵێسی حزبی)  به‌لشه‌فی بۆ ده‌سه‌ڵات و پێشڕه‌ویی، واته‌ حزبچێتی ، له‌ شۆڕشی ئیسپانیشدا ، به‌هه‌مان شێوه‌  ئه‌و دوو ڕێبازه‌ کۆڵه‌واری ده‌ستی ئه‌و دژایه‌تیه‌ بون، بۆ زیاتر ڕووناکی خستنه‌ سه‌ر ئه‌و باسه‌ په‌نا ئه‌به‌ینه‌ به‌ر دوو نمونه

سه‌روه‌ری حزبی له‌ ڕووسیا وانه‌یه‌کی به‌نرخی دابه‌ده‌سته‌وه‌‌

( ڤۆلین)ی ئازادیخواز- ئه‌نارکی- ده‌رباره‌ی ئه‌و سه‌روه‌رییه‌ وتوویه‌تی “‌هه‌رچ حزبێك، یان کۆمه‌ڵه‌یه‌کی سیاسی، ئایدلۆجیای خۆی له‌سه‌ره‌وه‌ی جه‌ماوه‌ر دابنێت ومه‌به‌ستی حوکمڕانی و سه‌روه‌ریکاریی بێت، ئه‌و حزبه‌ چه‌نده‌ ڕاستگۆش بێت، ناتوانێت له‌ ئازادکردنی جه‌ماوه‌ردا سه‌رکه‌وتوو بێت، چوونکه‌ ئازادی ڕاسته‌قینه‌ له‌ جموجۆڵی ڕاسته‌وخۆی جه‌ماوه‌ر خۆیه‌وه‌ سه‌رچاوه‌ ده‌گرێت، جه‌ماوه‌ر خۆی خاوه‌نی مه‌سه‌له‌که‌ی خۆیه‌تی، جه‌ماوه‌ر دوور له‌ ڕکێفی حزب په‌نا ئه‌باته‌ به‌ر ئامرازه‌ تایبه‌تییه‌کانی خۆی (سه‌ندیکا به‌رهه‌مهێنه‌ره‌کان- لیژنه‌کانی کارگه‌کان- هه‌ره‌وه‌زیه‌کان) ئه‌و ئامرازانه‌ش هه‌موو له‌سه‌ر سه‌کۆی (خۆبه‌ڕێوه‌بردن)  ڕاوه‌ستاون، شۆڕشی ئازادیخوازی به‌رهه‌می هزروکرده‌ی ئازادیخوازه‌کان- ئه‌نارکیه‌کان-نییه‌، به‌ڵکو به‌رهه‌می کرده‌ی جه‌ماوه‌ر خۆیه‌تی، ئازادیخوازه‌کان، شۆڕشگێڕان به‌ گشتی، ته‌نها ڕۆڵی ڕاوێژکار و یاریده‌دان ئه‌بینن، جا ئەگه‌ر ئازادیخوازه‌ ئیسپانیه‌کان بڕوایان وایه‌ که‌ ئه‌توانن شۆڕش بکه‌ن، ئه‌وه‌ خه‌وی به‌لشه‌فیکی ئه‌بینن”

ئه‌و باڵه‌ش، که‌ بونی ده‌ستبژێری هۆشمه‌ندی به‌ پێوویست ئه‌زانی، له‌ دامه‌زراندنی فیدراسیۆنی( الابیریة) ****دا Fedération anarchist Libérique دا خۆی پیشاندا، دواتر بوو به‌ به‌شێك له‌ سه‌نیکای باوك، واته‌ (کونفدراسیۆنی نیشتمانی بۆ کارconfedération national du travaille  C-N-T) ئه‌و سه‌ندیکایه‌ له‌ژێر کاریگه‌ری بیروبۆچونه‌کانی (باکۆنین) دا به‌رده‌وام له‌ دوو قۆڵه‌وه‌ خه‌باتی ئه‌کرد، قۆڵی دژ به‌ ڕیفۆرمخوازی و قۆڵی دژ به‌ دیکتاتۆریه‌تی پرۆلیتاریا، کۆنفدراسیۆن ڕێبازی سه‌روه‌رگه‌رایی ڕه‌تکرده‌وه‌و ڕێبازی چاوساغی و یارمه‌تیدانی هه‌ڵبژارد، هه‌رچه‌نده‌ هۆشمه‌ندی ئازادیخوازی له‌ ئیسپانیا ده‌رباره‌ی مه‌سه‌له‌  سه‌ره‌کییه‌کان و بناغه‌ییه‌کان هۆشمه‌ندییه‌کی قوڵوو به‌ر فراوان بوو، به‌ڵام ئه‌وانیش وێنه‌ی حزبه‌ شۆڕشگێڕه‌ ده‌سه‌ڵاتخوازه‌کان، نه‌یانتوانی خۆیان له‌ زیاده‌ڕۆیی لابده‌ن ساده‌وساکارانه‌ که‌وتنه‌ ناو ئه‌و ته‌ڵه‌یه‌وه‌، هه‌ر ئه‌و تێکه‌وتنه‌ش بوو، که‌ بوه‌ مایه‌ی درووسبونی سه‌کۆی ڕاڕایی ستراتیژی، جگه‌ له‌وه‌ بوه‌ مایه‌ی ئه‌وه‌، که‌ هه‌ندێك که‌سی کارامه‌ ده‌ربکه‌ن و هه‌ندێك که‌سی هیچ له‌باردا نه‌بوو بخه‌نه‌ جێگه‌کانیان، په‌یوه‌ندی نێوان جه‌ماوه‌روو ده‌ستبژێری هۆشمه‌ند به‌ چه‌شنێك تووشی ده‌رده‌سه‌ری بوو، که‌تا ڕۆژی ئه‌مڕۆش قسه‌وباسی کۆتایی و یه‌کلاوه‌کراوه‌ی له‌سه‌ر نه‌کراوه‌

پەراوێز

 

*سه‌رجاوه‌ کتێبی( التحرریة  من العقیدة الی الممارسة)

** له‌ هه‌ردوو ده‌قه‌که‌دا- عه‌ره‌بی- فه‌ره‌نسی- ئه‌و وشه‌یه‌ به‌م مانایه ‌( أخوه‌ العدو) هاتوه‌، من به‌و مانایه‌،  نه‌مکورداندوه‌، چوونکه‌ بڕوام به‌وه‌ نییه‌، که‌ مرۆیه‌کی ئازادیخواز هه‌بێت، مارکسیه‌ك به‌ دوژمنه‌ برای خۆی بزانێت (باکۆنین) له‌حاڵه‌تی ئه‌وپه‌ڕی که‌له‌ ڕه‌قی و توڕه‌بوونیدا ڕێزێکی مه‌زنی توانای زانستی ( کارل مارکس) ی گرتوه‌ و هه‌وڵی زۆریشی داوه‌ به‌رهه‌مه‌کانی وه‌رگێڕێته‌ سه‌ر زمانی ڕووسی، وابزانم ئه‌و بۆ یه‌که‌مجار کتێبی یه‌که‌می ( کاپیتال) ی کردوه‌ به‌ ڕوسی – و-ك

*** به‌ بیروبۆچونی من باکۆنین له‌ (ده‌سه‌ڵاتی شۆڕشگێڕ) ته‌نها مه‌به‌ستی لیژنه‌ کۆمه‌کگه‌ریه‌کان و لیژنه‌ هه‌مئاهه‌نگیه‌کان بووه‌ له‌سه‌ر ئاستی ناوچه‌کان- هه‌رێمه‌کان- وڵاته‌کان- بووه‌، واته‌ مه‌به‌ستی ئه‌وه‌ بووه‌، که‌ ئه‌و ده‌سه‌ڵاته‌ ده‌سه‌ڵاتی خواره‌وه‌ی کۆمه‌ڵگه‌یه‌، که‌ جێگای ئه‌و پێکهاته‌ سیاسیه‌ ده‌گرێته‌وه‌، که‌ پێی ده‌وترێت حکومه‌ت، ئه‌بێت ئه‌وه‌ش له‌یاد نه‌که‌ین ئه‌ندامانی ئه‌و کۆمه‌کگه‌ری و هه‌مئاهه‌نگیانه‌ له‌به‌رهه‌مهێناران خۆیانن، له‌ خواره‌وه‌ بۆ سه‌ره‌وه‌ هه‌ڵبژێراون، ئه‌وانه‌ جگه‌ له‌کاری دابینکردنی پێداویستیه‌کان و دابه‌شکردن خۆبه‌خشانه‌ هه‌ندێك کاری دی ئه‌گرنه‌ ئه‌ستۆی خۆیان بۆ نموونه ‌(ده‌فته‌رکاری- بواری ته‌ندروستی- خوێندن- په‌روه‌رده‌) کاتێکیش ده‌ستیانبه‌تاڵ ئه‌بێت ده‌گه‌ڕێنه‌وه‌ سه‌رکاری به‌رهه‌مهێنان وه‌ك هه‌موو به‌رهه‌مهێنه‌ره‌کانی دی، جاگه‌ر (باکۆنین) به‌و واتایه‌ به‌کاری نه‌هێناوه‌، ئه‌من کارێکم نییه‌، گه‌ر ڕۆژێك پێویستیکرد، من به‌کاریبهێنم، ته‌نها به‌و مانایه‌ به‌کاریئه‌هێنم – و-ك

**** ده‌رباره‌ی ئه‌و مه‌سه‌له‌یه‌، واته‌ ( هۆشمه‌ندی چینایه‌تی و خه‌باتی گواستنه‌وه‌ی بۆناو ڕیزه‌کانی جه‌ماوه‌ر)  من لای خۆمه‌وه‌، به‌بێ سڵکردنه‌وه‌ هه‌ڵوێستی خۆم یه‌کلاکردۆته‌وه‌ به‌ کورتی و به‌کوردی ئه‌ڵێم (له‌ژێر کاریگه‌ری هه‌لومه‌رجه‌ بابه‌تییه‌کان و خۆییه‌کاندا، له‌ کۆمه‌ڵگه‌ی چینایه‌تیدا، هه‌ندێك که‌س هه‌ن، که‌ هۆشمه‌ندترن به‌ یاسا سه‌ره‌کییه‌کانی شۆڕشی کۆمه‌ڵایه‌تی، هه‌روه‌ها ڕووناکبیرترن به‌ ڕووناکی هێڵه‌ گشتییه‌کانی کۆمه‌ڵگه‌ی داهاتوو، واته‌ کۆمه‌ڵگه‌ی بێچیین ئه‌بینن، هۆشمه‌نده‌ سۆسیالیسته‌کان داهێنه‌ر و درووستکارن، له‌به‌رئه‌وه‌ ناتوانن خه‌مسارد دانیشن و ببن به‌ چاودێرانی نێگه‌تیڤ به‌سه‌ر بزوتنه‌وه‌ی پێشکه‌وتنی مێژوه‌وه‌، ئه‌وانه‌ هێنده‌ی مێژوو بواری ڕه‌خساندوه‌ ، ئه‌رکی مێژوییانه‌ ‌، که‌ به‌بێ ‌هیچ مافێکی ڕه‌سمی شۆڕه‌سواری مه‌یدانی گواستنه‌وه‌ی هزری سۆسیالیستی شۆڕشگێڕبن، به‌و مه‌رجه‌ی هۆی هه‌ڵکشان و داکشانی بزووتنه‌وه‌ی خۆبه‌خۆیی جه‌ماوه‌ر نه‌گه‌ڕێننه‌وه‌ بۆ بون یان نه‌بونی ڕابه‌ر( حزب) و، نه‌ڵێن ئه‌م شۆڕش یان ڕاپه‌ڕین  مایه‌پوچبوو، چونکه‌ ڕابه‌ر( حزب) نه‌بوو، ( کارل مارکس)  هۆی سه‌رنه‌که‌وتنی شۆڕش ئه‌گه‌ڕێنێته‌و بۆ ئه‌وه‌، که‌ کارگه‌ران نه‌یانتوانیوه‌، وه‌ك چینێك خۆیان ڕێکبخه‌ن( بڕوانه‌ کتێبی خه‌باتی چینایه‌تی له‌ فه‌ره‌نسا-کارل مارکس-) سۆسیالیسته‌ ئازادیخوازه‌کانیش به‌ تایبه‌تی-برۆدۆن-هۆی سه‌رنه‌که‌وتنی شۆڕش یا ڕاپه‌ڕین ئه‌گه‌ڕێننه‌وه‌ بۆئه‌وه‌، که‌ ئه‌و شۆڕشه‌ یا ڕاپه‌ڕینه‌ ، شۆڕشی سیاسی بوه‌، واته‌ شۆڕشێکی له‌سه‌ره‌وه‌ بۆ خواره‌وه‌ بوه‌، بۆ نمونه‌-برۆدۆن-زۆر گه‌رموگوڕ نه‌بوه‌ به‌رامبه‌ر –کۆمه‌نه‌ی پاریس-چوونکه‌  به‌ بیروبۆچونی  ئه‌و کۆمۆنه‌،  زیاتر له‌ شۆڕشێکی سیاسی چوه‌، له‌وه‌ی که‌ له‌ شۆڕشێکی کۆمه‌ڵایه‌تی بچێت

مرۆی ئازادیخوازی شۆڕشگێڕ ناتوانێت جڵه‌وی خۆی بداته‌ ده‌ست لۆجیکی( قه‌زاوقه‌ده‌ر) و ( یا گاڵ ئه‌هێنێت، یان په‌موو)  ‌

مرۆی ئازادیخواز دژی ئه‌وه‌یه‌ که‌ ‌ له‌و هاوکێشه‌دا هێزێکی تر بخرێته‌ جێگه‌ی ( چین)  لێره‌دا پێوویسته‌ بڵێم،  مه‌سه‌له‌و ئه‌رکی گواستنه‌وه‌ی هۆشمه‌ندی سۆسیالیستی و مه‌سه‌له‌و ئه‌رکی ڕزگارکردنی چین له‌لایه‌ن ده‌ستبژێری هۆشمه‌ندی پێشڕه‌وه‌وه‌، دوو مه‌سه‌له‌و ئه‌رکی جیاوازوو دژ به‌یه‌کن-و-ك

***** ibérique دورگه‌ی الایبریة ناوچه‌یه‌که‌، ئیسپانیا و پورتگال له‌ به‌ینی خۆیاندا دابه‌شیانکردوه

 

 

 

حیزب ده‌سه‌ڵاتخوازه‌ و ده‌وڵه‌تیش هه‌یکه‌لی چینایه‌تییه‌

ئەنوەر فەتاح محەمەدئەمین

ئه‌م (تایتڵە) به‌هه‌ردوو لاکه‌یدا ده‌خوێنرێته‌وه‌، چونکه‌ له‌ ڕووی ستراکچه‌ره‌وه‌ ، هه‌ره‌مین، بچوك گوێ قوڵاخی گه‌وره‌یه ‌و گه‌وره‌ش هه‌ڵسوڕێنه‌ری ئیدارە و بنه‌ماکانی ئابوری و سیاسییه‌. حیزب ده‌یه‌وێت ده‌وڵه‌ت بگرێتەدەست تاکو توێژاڵی دەستەبژێر بخاتە سه‌رلوتکه‌ی هه‌ره‌می ده‌سه‌ڵاته‌که ‌و ببێته‌ خاوه‌نی گه‌وره‌ترین قه‌پاڵی گه‌وره‌ی سەروەت و سامانی نەتەوە و وڵات  به‌ هێزی یاساش پارێزراو بێت

 ئەو کاتەی که‌ حیزب بووه‌ حیزبێکی ده‌سه‌ڵاتدار ئیتر یاسا و ڕێسای ئابوری و هێزی داپڵۆسین، ده‌گرێته‌ ده‌ست و پاشان ده‌بێته‌ بکوژ و ببڕ.  هەموو سەروەت و سامانەکان  بۆ خۆی قۆرخ دەکات واتە  ژیان بۆ خۆیان و دۆزه‌خ و ترس بۆ چین و توێژاڵەکانی  تر.

که‌مینه‌ی ده‌سه‌ڵاتدار هه‌وڵی باڵاده‌ستی خۆیان له ‌ڕێی هێزه‌وه‌  سەپاندووە و ده‌یسه‌پێنن به‌سه‌ر خه‌ڵکدا، وه‌ هه‌ر له‌ ڕێی ئه‌و هێزه‌شه‌وه ‌ یاسایەکیش  دەسەپێنن که‌ بشێت بۆ ئه‌وه‌ی به‌سه‌رێك ده‌سه‌ڵاته‌که‌ی پێ سه‌قامگیر بکه‌ن و له‌لایه‌کی تریشه‌وه‌ ده‌سه‌ڵاته‌که‌یان به‌زۆر به‌خه‌ڵکی په‌سه‌ند بکه‌ن، له ‌هه‌مان کاتدا ده‌سه‌ڵات،  لەژێر فشاری خەڵکیدا ناچار دەبێت کە دان  به‌هه‌ندێك مافی کۆمه‌ڵگەکه‌دا  بۆ دامرکاندنەوە و   که‌مکردنه‌وه‌ی ڕق و  غه‌زه‌بی خه‌ڵکی ناره‌زا بۆ سه‌قامگیری ئاسایش،  بنێت.

ده‌وڵه‌ت هه‌زار و یه‌ك  جۆرو شێوازی  تۆقاندن و   هەڵخەڵەتاندنی  هه‌یه‌ ، واته‌ ده‌وڵه‌ت چه‌ند زه‌بر و زه‌نگی هه‌بێت، له‌گه‌ڵ ئه‌وه‌شدا کۆمه‌ڵه‌ شێوازێک  داده‌هێنێ تا بمانکاتە نیشتمانپه‌روه‌ر و دڵسۆزی ئاڵای ڕه‌نگاوڕەنگ  بڕازێنێتەوە  به‌شێوه‌یه‌ك که‌ ببێته‌ مایه‌ی شانازی بۆ زۆرینه‌ی خه‌ڵکه‌که‌،  بەمە کۆڵه‌که‌کانی له ‌کرۆکی کۆمه‌ڵگادا داده‌کوتێ، ده‌وڵه‌ت به‌و شێوازانەی کە دەیانگرێتە بەر  ده‌توانێت   بڕێک    له‌ خه‌یاڵ خه‌لق بکات و هێنده‌ ده‌یڵێته‌وه ‌و مه‌زنی ده‌کات به‌درێژایی کات ده‌بێته‌ بابه‌تێکی موقه‌ده‌س (دینی)، واته‌ ته‌حریم ده‌کرێت و ده‌بێته‌  هێڵی  سور وه‌کی حیزبییه‌کان ده‌ڵێن قابیلی شێکردنه‌وه ‌و ڕه‌خنه‌ نییه‌ ، له‌وانه‌ش دینی ده‌سه‌ڵات، حیزب، ده‌وڵه‌ت، سه‌رکرده‌، ئه‌مه‌ش مانای سنوردارکردنی چالاکییه‌کانی عه‌قڵ و ئفلیجکردنی به‌شێکی بیرکردنه‌وه‌،  به‌مه‌ش خه‌یاڵ ده‌بێته‌ عه‌قیده‌ واته‌ ئیمان ،  ئیمانیش بەو ئاڕاستە  کارده‌کات که‌ به‌هه‌شت بۆ موریدەکانی  مسۆگه‌ره‌   بکات.   ئه‌م باسه‌ بۆ ئه‌وروپاش هه‌ر وایه‌ هه‌ر که‌سێك له‌ خزمه‌ت سسته‌مه‌که‌دا بێت، به‌ڵام بۆ حیزبه‌کانی ئاسیا و ئه‌فه‌ریقییا که‌ بونه‌ ده‌وڵه‌ت،  گوایه‌ خه‌ڵکی غه‌رق ده‌که‌ن له‌ عه‌داله‌ت و خۆشه‌ویستی و سه‌ربه‌ستی…‌تد،  کە ئەمانەش  درۆیه‌کی شاخداری سسته‌مه‌کەن‌. .

ئه‌مه‌یه‌ نامۆبون (اغتراب) که‌ ئه‌وه‌ی نه‌توانێ له‌و وه‌هم و خه‌یاڵه‌ دینه‌ ڕزگاری بێت، ناتوانێ ئازادانه‌ بیربکاته‌وه‌.

ولێم ڕایش له‌ کتێبی دین و شیکردنه‌وه‌ی نه‌فسیه‌که‌یدا، ده‌ڵێ ترسناکترین شت که‌ مرۆڤ گیرۆده‌ی ده‌بێت نامۆبونه‌، چونکه‌ هه‌ر بابه‌تێك موقه‌ده‌سکرا ئه‌وه‌ (کرنوش، په‌رستن، مه‌زنکردن، ترسان) ده‌بێته‌ شته‌سه‌ره‌کیه‌کان لای، وه‌ لە‌جیاتی ڕزگارت بکات بیرکردنه‌وه‌ت ئیفلیج ده‌کات، که‌سایه‌تیت تێکئه‌شکێنێ به‌ڕاده‌یه‌ك  وره‌ت وا داده‌به‌زێنێ که ‌به‌ره‌و په‌رستنی سوڵتانه‌کان و بازاڕت ده‌بات له‌سه‌ر حسابی که‌رامه‌ت و دڵسۆزی ژیان.  وه‌ وه‌زیفه‌ی ده‌وڵه‌ت بێبه‌هاکردنی پرنسیپه‌کان و که‌رامه‌تی خه‌ڵکیه‌.

به‌هاترین پرنسیپ لای ئه‌ندامانی حیزب کڕنوشبردنه‌ بۆ سه‌رکرده‌ ، وه‌ وه‌لای ته‌واویشی هه‌بێت بۆ ئه‌و پرنسپانه‌ی که‌ سه‌رکرده‌  پێیڕازییه ‌و دڵخۆشی ده‌کات،  وه ‌سوکترینیشیان ڕاپه‌ڕێنه‌ دژ به‌و کۆیلایه‌تیه‌، بۆیه‌ ئه‌ندامی حیزب ئاساییه‌ له‌سه‌ر قسه‌یه‌ك  به‌سه‌رکرده ‌و حیزبه‌که‌ی توڕه‌بێت،  بتکوژێ یان توشی داوی پۆلیس و ئه‌منت بکات، ئه‌خلاق لای حیزب گوێڕایه‌ڵیه‌ و ته‌سلیم بونه‌ به‌ موقه‌ده‌ساته‌کانی دینی ده‌سه‌ڵات، که‌ ئه‌و دینه‌ دینی ئیمپراتۆره‌ نه‌ك دینی خۆشه‌ویستی و ئازادکردن.

جا حیزب له‌م سه‌رده‌مه‌شدا ڕژێمی خزمایه‌تی، طائفی و قه‌ومی وه‌یان هه‌رشکڵێکی تری وه‌رگرتبێ یان وه‌ریبگرێ به‌پێی زروفی ناوچه‌که‌ و  ئاستی هۆیه‌کانی به‌رهه‌مهێنان و مێژووه‌که‌ی، به‌ڵام حکومه‌ت نوێنه‌رایه‌تییه‌کی ڕاسته‌وخۆی چینی سه‌رمایه‌داری ده‌کات، واته‌  شێوازی به‌رهه‌مهێنانی سه‌رمایه‌داری که‌  ده‌کاته‌ دینه‌که‌ی و  ئه‌مەش کە پێی دەڵێن  دیمکراتییه‌ت،  به‌ره‌و  ئیستبدادیه‌ت  ده‌برێت و  هەروەهاش بووە،  لە هەر کاتێکیشدا مەترسی لەسەر دەسەڵات بووبێت یا ببێت ،  ئیتر ئەوەش له ‌هه‌ر کوێیه‌کی دنیادا بێت .

ئه‌وه‌شی که‌ پێی ده‌ڵین ته‌کنۆقرات، که‌سی گه‌نج و که‌سی شیاو بۆ شوێنی گونجاو ، ته‌نها بۆ خۆڵکردنه‌ چاوی خه‌ڵکییه‌ئه‌مه‌ گه‌مه‌یه، له ‌ئاسیا یا لە ئه‌فه‌ریقادا باوێتی ، ئه‌گینا ئه‌‌وه‌تا  به ‌هه‌زاره‌ها ملیۆن دولار سه‌رف ده‌کرێ له‌ ئوتێل و  فڕۆکەخانەکاندا  ، که‌چی پولێك سه‌رف ناکه‌ن له‌پێناوی گه‌شه‌سه‌ندنی کشتوکاڵ و پیشه‌سازیدا تابتوانێ فرسه‌تی و شوێنی کار بۆ خه‌ڵکی خه‌ڵق بکات وه‌ شوێنی دیار بێت له ‌ئابوری وڵاتدا، باشترین نمونه‌شمان ئه‌وه‌ عێراق له‌ سه‌رانسه‌ریدا ئه‌و سیاسه‌ته‌ په‌یڕه‌و ده‌کات، ئه‌وه‌تا خه‌ڵکی ناتوانن په‌رداخێک ئاوی پاك بخۆنه‌وه‌ به‌ڵام سه‌رکرده‌ی حیزب ته‌یاره‌ی تایبه‌تیان هه‌یه‌ یان به‌تەیاره‌ی تایبه‌تی هاتوچۆ ده‌که‌ن ،  چونکه‌ حیزب و شۆڕش له ‌ئه‌نجامی ئه‌و کاره ‌ده‌ترسن که‌ خه‌ڵک فێری ئه‌وه‌ بێت که‌ کار بکات و ده‌ست له‌ حیزب پاننه‌کاته‌وه‌ ئه‌مه‌ له‌ڵایه‌ك، وه‌ لاکه‌ی تریش بۆیه‌ به‌هه‌ند وه‌رگرتنی گیانی  تیرەگەری  و قه‌ومی له‌و دوو  کیشۆرەدا (ئاسیاو ئه‌فه‌ریقا)  له‌وپه‌ڕی گه‌شه‌یدایه ئه‌وه‌ش بۆ ئاسانی کۆنیڕۆڵکردنییه‌تی‌، هه‌ڵبه‌ته‌ ئه‌وروپا ئه‌م ئاسته‌ی به‌جێهێشتووه‌، چونکە ده‌وڵه‌ت ڕاسه‌وخۆ نوێنه‌رایه‌تی سه‌رمایه‌داری دەکات.

هه‌ر حیزبێك که‌ ده‌یه‌وێت ده‌سه‌ڵات بگرێته‌ ده‌ست، به‌ڕیفۆرم ده‌ست پێده‌کات و پرۆژه‌ی خه‌یاڵاوی خزمه‌تگوزاری پێشکه‌ش ده‌کات و دوایش گەر خەڵکی ناڕەزایی دژی دەرببڕێت  به‌کوشتن و بڕینێکی یەکجار زۆر کۆتای پێدیت، هه‌ر وه‌کو ووڵ دورانت له‌ میژووی شارستانیکه‌یدا له‌ به‌شی ده‌وڵه‌ت و یاساکه‌یدا باسی ده‌کات، چاپە کوردیەکەی  ده‌ڵێت ” ده‌وڵه‌ت به‌سته‌م ده‌ست پێده‌کات، به‌ڵام هێنده‌ نابات خوگرتن به‌ملکه‌چی لای ده‌بێته‌ حاڵه‌تێکی ویژدانی و هه‌ر خێراش دوای ئه‌وه‌ هه‌موو هاوڵاتییه‌ك وابه‌سته‌ی بۆ ئاڵا ناخی ده‌هه‌ژه‌نێت. که‌ خه‌ڵکی له‌م سسته‌مه‌دا که‌ شۆرش ده‌کات  و دژی ده‌سه‌ڵات دەوەەستێتەوە‌، هه‌رده‌سه‌ڵاتێك بێت که‌  ده‌ڕوخێ ده‌سه‌ڵاتێکی تری له‌جێگه‌ی قوت ده‌که‌نه‌وه‌ و هه‌ر حیزبێك ئینشقاق ده‌کات حیزبێکی تری گه‌نده‌ڵ دروست ده‌کاته‌وه‌ له‌ هی سه‌رچاوه‌که‌ لێڵتر و ناله‌بارتر له‌ جه‌وهه‌ردا و که‌مێك زیاتر ئاڵوواڵاکرا و له ‌شکڵیا، حیزب و ده‌وڵه‌ت ستراکچه‌رێک و فه‌لسه‌فه‌یه‌کی چینایه‌تی و هه‌ره‌می هه‌یه‌ و به‌و ڕێڕه‌وه‌شا کارده‌کات، له‌ پێشتریشدا زیاتر باسکراوه‌، که‌ دوبارەی ناکه‌مه‌وه‌ لێره‌دا.

من لێرەدا چەند نموونەیەک دەهێنمەوە  له‌سه‌ر حوکمه‌ت له‌و وڵاته‌ی که ‌به‌ دایکی یاسا ناسراوه‌ که‌ به‌ریتانیایه‌، که ‌له‌م وڵاته‌دا هه‌رچی خزمه‌تگوزاریه‌ له‌ که‌مبونه‌وه‌دان به‌هۆی قه‌یرانی ئابوری و زۆری به‌تاڵه‌وه‌، ئه‌وه‌تا حکومه‌تی به‌ریتانیا له‌سه‌دا 45%ی شوێنی سەرپەرشتی مناڵانی ده‌ره‌وه‌ی خێزان، واته‌ ئه‌و مناڵانه‌ی که‌ خێزانیان نییه‌، له‌ به‌ر نه‌بونی پاره‌ چاره‌نوسی داخستن چاوه‌ڕێیانه‌ یان هه‌ر داخراون، به‌هۆی نه‌بونی پاره‌، که‌چی ئه‌وه‌تا ئه‌و پاره‌ زۆره‌ سه‌رف ده‌کات بۆ چارلسی کوڕی مه‌لکه‌ بۆ سه‌فه‌رێکی نۆ ڕۆژی نیو ملێۆن پاوه‌ند سه‌رف ده‌کات له‌ سه‌فه‌رەکەیدا بۆ باشوری ئه‌فه‌ریقا، وه‌ دۆقی یورك بۆ سه‌فه‌رێکی شه‌ش ڕۆژیان 81 هه‌زار پاوه‌ندیان سه‌رفکردووه‌ بۆ پڕوپاگانده‌کردن بۆ ده‌وڵه‌ت و پیرۆزکردنی له‌لای خه‌ڵکی ، وه‌ مه‌سره‌فی ئه‌م ساڵی به ‌کینگ هام پا‌ڵا‌س زیادی کردووه‌ بۆ 32  ملێۆن پاوه‌ند. که‌چی ڕۆژ له‌دوای ڕۆژ مه‌سره‌فی خه‌سته‌خانه‌ و خانه‌ی پیران  و مناڵانی بێ خێزان که‌م ده‌کرێته‌وه‌، به‌ڵام هه‌موو که‌سێکی به‌ریتانی ده‌بێت ڕۆژی 52 پنس بدات به‌ پیاو ژن و مناڵه‌وه‌ به‌خێزانی مه‌لیکه‌، ئه‌مه‌ش ئه‌وه‌تا چارلسی کوڕی مه‌لیکه‌ خۆی و ژنه‌که‌ی سه‌فه‌رێکی یه‌ك ڕۆژیان له‌ شاری ئه‌به‌ردینه‌وه‌ بۆ له‌نده‌ن به ‌ته‌یاره‌ 19،583 پاوه‌ندی تێچووه‌، یان سه‌فه‌رێکی شه‌مه‌نده‌فه‌ری ئه‌ندرۆ له‌ نۆرث ئۆڵت بۆ بلفاست 10.470 پاوه‌ندی تێچووه‌.  کەچی لەولاشەوە خه‌ڵکی له‌سه‌ر کارده‌رده‌کرێ و موچه‌ی فه‌رمانبه‌ران نابێت زیاد بکرێت.

ئه‌مه‌ش نمونه‌یه‌کی تری ده‌وڵه‌تێکی دیمکراتی تر، که‌ ئه‌ویش هندستانه‌ ، که‌ له‌وێ نزیکه‌ی دوو ملیۆن که‌س ژیانیان له‌سه‌ر گه‌ڕانه‌ بۆ دوزینه‌وه‌ی شت له‌ شتی فڕێدراودا، له‌سه‌ر پاشماوه‌ی خه‌ڵکی تر ده‌ژین، که‌ هه‌ندێکیان ده‌بێت چه‌ند سه‌د مه‌ترێك بڕۆن ئه‌وسا ده‌گه‌نه‌ شوێنی پاشه‌ڕۆکان زبڵەکان، وه‌ هه‌ندێکێشیان له‌وانه‌ 20 ساڵ و بگره‌ زیاتریش له‌سه‌ر ئه‌و پاشماوانه‌ ده‌ژین، که‌ زۆرینه‌ی مناڵه‌کانیان دەردەدار  به‌نه‌خۆشی سکچون و ڕشانه‌وه‌ و نه‌خۆشییه‌کانی پێسته‌وه ‌( ڕۆژنامەی ‌ گاریان 3ی ته‌موزی 2012.)

وه‌ باسێکی تری حکومه‌ت ئه‌وه‌یه‌ که‌ هه‌ردوو خێڵی گانا که‌ وڵاتێکی ئه‌فریقییه‌ ئۆبودوس له‌گه‌ڵ ئه‌نادانیس که‌ باسی خۆیان ده‌که‌ن ده‌ڵێن ئێمه‌ یه‌ك کۆمه‌ڵگا بوین، به‌یه‌که‌وه‌ ئه‌ژیان له‌یه‌ك نیشتماندا و ژن و ژنخوازیمان له‌نێواندا هه‌بوو، که‌چی سیاسه‌ت هه‌مومانی له‌یه‌کتر کرده‌ دوژمن  و که‌س هیچی له‌وی تر قبوڵ نه‌ده‌کرد، له‌بری خۆشه‌ویستی زه‌بروزه‌نگ و کوشتن و بڕینی خسته‌نێوانمانه‌وه‌. وه‌ ده‌وڵه‌ت خۆی له‌پشت نانه‌وه‌ی ئه‌و ئاژاوانه‌وه‌یه‌ تا ڕوحی تایه‌فه‌که‌ری و دوژمنایه‌تی په‌ره‌بسێنێ له‌ نێوانماندا (فکره‌که‌ی گاردیان شه‌شی ته‌موز 2012)

جا خۆ له‌و وڵاتانه‌دا حوکمه‌تیان هه‌یه ‌و ده‌وڵه‌تیشیان هه‌یه‌ و ته‌مه‌نیشیان له‌ سه‌د ساڵێك تێپه‌ڕاندووه و یاساش سه‌روه‌ره‌، وه‌ حکومه‌ت هه‌ر چوارساڵ جارێك ده‌گۆڕێ، وه‌ ته‌شریعی و ته‌نفیزی و قه‌زایی تییدا جیابۆته‌وه‌، وه‌ سوپا و پۆلیسیش ئایدۆلوجی نییه ‌و  به‌ڵام ده‌سه‌ڵات نوێنه‌ری چینایه‌تییه ‌و نوێنه‌ری چێنێکی تایبه‌تیه‌، ئیتر ئه‌وه‌ی ده‌یه‌وێت داڵغه‌ی حوکمه‌تی سه‌ربه‌خۆی هه‌بێت بۆ به‌ئاکام گه‌یاندنی خه‌ونه‌کانی که‌ به‌ئازادییه‌وه‌ ده‌یبینێ، ئه‌وه‌ ده‌وڵه‌ت له‌جیاتی ده‌سته‌به‌رکردنی بۆی زه‌وت ده‌کات و ئه‌وه‌ هه‌تا ماوه‌ ده‌بێت خه‌یاڵ بێت.  وه‌ نمونه‌ی ده‌وڵه‌ته‌کانی تری نه‌ته‌وه‌ یه‌کگرتووه‌کان له‌وه‌ باشتر نین تا من گره‌و له‌سه‌ر ده‌وڵه‌تی کوردی یان هه‌رده‌وڵه‌تێکی تری ئه‌م  دنیایه‌ بکه‌م، ئه‌وه‌تا چرکه‌یه‌ك نیه‌ خه‌ڵکی به‌ داپڵۆسینی هیزی داپڵۆسینه‌ره‌کانی حوکمه‌ته‌ نه‌ته‌وه‌ی و ئاشتی خوازه‌کانه‌وه‌ نه‌بێته‌ کۆچی قوربانی.

 

 

 

سەكۆی ئەناركیستانی كوردستان (Kurdistan Anarchists Forum)

سەكۆی ئەناركیستانی كوردستان (Kurdistan Anarchists Forum)

پرسیار: سەكۆ چییە و كێی لە پشتە؟

وەڵام: پێگەیەكی ئینتەرنێتییە بۆ گفتوگۆی سۆشیالیستە ئازادیخوازەكان و مشتومڕكردن لەسەر پرسە ھەنووكەییەكانی بزاڤی دژەسەرمایەداری و ڕەخنەگرتن لە ئەزموونەكانی بزاڤی سۆشیالیستی و ئەزموونگیری لە ھەوڵەكانی پێشووتر و خستنەڕووی ئەڵتەرناتیڤ لە بەرامبەر ھەوڵە شكستخواردووەكان و دەرگە ئاوەڵاكردن بەڕووی ھەر دەنگێكی ئازادیخواز و یەكسانیخواز و دادپەروەریخوازدا، بەكورتی ”سەكۆ پردێكە بۆ بەیەكگەیشتن و لەیەكنزیكبوونەوەی تاك و گروپە سۆشیالیستە ئازادیخوازەكان“.

پرسیار : بۆچی ”سەكۆی ئەناركیستانی كوردستان” ، ئایا ئەمە جۆرێك لە پابەندی بە نەتەوە و نیشتمان نییە؟

وەڵام : نەخێر، ئەناركیستەكان سەرەڕای ئەوەی كە لە سەراپای مێژوودا جەنگاوەری یەكەم بوون دژی داگیركەر و خەباتكاری ڕاستەقینە بوون بۆ ئازادی و یەكسانی نەتەوەكانی دونیا، بەڵام ھاوكات دوژمنی سەرسەختی ناسیونالیزم وەك ئایدیۆلۆجی دەوڵەتگەرایی و سەروەریخوازیی بوون، كە بۆرجوازی ھەر نەتەوەیەك بۆ خۆشباوەڕكردنی چینە چەوساوەكانی ئەو نەتەوەیە، بەوەی كە ھەموو ئەندامان و چین و توێژەكانی یەك نەتەوە، یەك بەرژەوەندەی ھاوبەش و تەبایان ھەیە، بەكار دەبات.

بۆ ئێمە وەك نوسەرانی (سەكۆی ئەناركیستانی كوردستان)، كوردستان وەك پانتاییەكی جوگرافی كۆمەڵێك ئێتنی و كولتوور و ئایینی جیاواز، كە خاوەنی كۆمەڵێك زمانی جیاوازن لەسەر دەژین، بەم پێیە، (سەكۆی ئەناركیستانی كوردستان)، سەكۆی ھەموو ئەوانەیە، بەبێ جیاوازی. بەبۆچوونی ئێمە نابێت پاشكۆی جوگرافیی كوردستان لەتەك نەتەوەییبوون یەكی بگیردرێت. تەنیا ھاندەرێك بۆ ھەڵگرتنی ئەو پاشگرە (كوردستان)، دروستكردنی بەستەرە لەنێوان بزووتنەوە كۆمەڵایەتییە ئازادیخوازەكان لەنێو ئەو وڵاتاندەدا كە بە زمانی كوردی ئاخاوتنیان تێدا دەكرێت و ھاوكات كوردزمانەكان لەبەر توانای ئاخاوتنیان بە زمانەكانی دیكەی ئەو وڵاتانە (عەرەبی، فارسی، ڕوسی، توركی)، دیسانەوە دەتوانن بەستەری نێوان بزاڤە كۆمەڵایەتییە ئازادیخوازەكان بن لەو وڵاتانەدا.

سەرەڕای ئەوانەی سەرەوە، ئێمە ھەروا باوەڕمان بە ئازادی و ڕزگاری و سەربەخۆیی كوردان ھەیە، ھەرواش باوەڕمان بە ئازادی و ڕزگاری و سەربەخۆیی توركمان و كلدان و ئاشوور و عەرەبەكان لە چوارچێوەی كوردستان و ھەرێمی كوردستاندا ھەیە، ئەوەش لەسەر بنەمای بڕوابوونمان بە بنەما فیدرالییە ئەناركییەكان و خۆبەڕێوەبەرایەتی كارخانە و سەربەخۆیی (ئۆتۆنۆمی) ناوچە و ھەرێمەكان و مافی چارەی خۆنووسیی ھاوتا بۆ گشت گەلان [لێرەدا مەبەست لە مافی چارەی خۆنووس، ھەوڵ و پاگەندەی باندە ناسیونالیستەكان و پارتە بۆرجوازییەكان نییە بۆ بەدەستھێنانی سەروەری خۆیان و دەوڵەت لەژێر ناوی نەتەوەدا، بەڵكو تەواو پێچەوانەوە مەبەست ڕزگاركردنی كۆمەڵگە و نەتەوەكانە لە سەروەری بۆرجواكان و ملھوڕی دەوڵەت].

ھەروەھا، بەو تینەی كە ئێمە پشتیوانی لە ڕزگاری نەتەوەكان دەكەین، بەو ڕادەیەش دژایەتی ھەوڵەكانی بۆرجوازی بەناو دەوڵەتی نەتەوەیییەوە دەكەین، لەبەرئەوەی دەوڵەتی نەتەوەیی بە ھەمان ڕادە و ئامانجی دەوڵەتی داگیركەر، سەركوتی ئازادی تاكەكانی كۆمەڵگە دەكات و بەمەبەستی دابیكردنی مشەخۆری بۆ سەرمایەداران و دەسەلاتداران و دەستەبژێرەكان، چین و توێژە بەرھەمھێن و زەحمەتكێشەكانی كۆمەڵگە لە كۆیلەتیدا ڕادەگرێت.

پرسیار: ئایا نووسەرانی (سەكۆی ئەناركیستانی كوردستان) سەربە گروپێكی ڕامیاریی دیاریكراون؟

وەڵام: نەخێر، كەسانی سەربەخۆن و سەر بەھیچ گروپێك نین و بەخۆشیان گروپێك نین، بەڵكو تەنیا ئامانج و ئازادیخوازیی و شێوازی بیركردنەوە لەتەك یەكدیدا كۆیان دەكاتەوە. بەڵام ھاوكات ھەر یەكە لە ئێمە لە شوێنی كار و ژیانی خۆیدا چ لە كوردستان و چ لە وڵاتانێك كە تیایاندا دەژین، لە گروپە خۆجییەكاندا چ گروپی خۆجێیی كاریی (گروپ و ڕێكخراوە جەماوەرییەكان) ، گروپە پاگەندەییە ئەناركییەكان و فۆرومە خۆجێییەكاندا، چالاكی دەكەین و بەشداریی ڕاستەوخۆمان ھەیە، ھەروا كە لە كوردستان بین لەسەر بنەمای “خۆجێی خەبات بكە و جیھانی بیر بكەرەوە”، وەك ئەركی نیونەتەوەییمان ھاوپشتی و ھاریكاری ھاوچین و ھاوڕێیانمان لە وڵاتانی دیكە دەكەین، ھەرواش كە لە وڵاتانی دیكەدا بژین لەسەر ھەمان بنەما “خۆجێی خەبات بكە و جیھانی بیر بكەرەوە”، ھاوپشتی و ھاریكاری گروپە خۆجێیەكان و ڕێكخراوە جەماوەرییەكانی كوردستان، بە ئەركی نێونەتەوەیی خۆمان دەزانین، بەڵام تەنیا شتێك كە ھاوڕێیانمان لە دەرەوەی كوردستان زیاتر بە بزووتنەوەكە لە كوردستاندا پەیوەستر دەكات، توانای بیركردنەوە و نووسینیانە بە كوردی، كە لەچاو ھاوڕێیانی دیكەی كوردینەزاندا، ئەركی زیاتر و ڕاستەوخۆیان بەرامبەر بزووتنەوە لە كوردستان دەكەوێتە ئەستۆ.

بێجگە لەوە، (سەكۆی ئەناركیستانی كوردستان) تەنیا و تەنیا بڵنگۆیەكی سەربەخۆیە بۆ ناساندنی ھزر و بۆچوونە ئەناركییەكان، ڕەواندنەوە و ڕاستكردنەوەی تۆمەتگەلێك كە بەدرێژایی مێژووی بزاڤی سۆشیالیستی دراونەتە پاڵ ھزری ئەناركیستی و ئاشناكردنی چالاكانی نێو بزاڤە كۆمەڵایەتییەكان بە لكە ئەناركیستییەكان، لەوانە ئەناركیزمی سۆشیالگەرا، ئەناركیزمی تاكگەرا، ئەناركیزمی فێمینیست (ئەناركۆ-فێمینیست)، ئەناركیزمی كۆمونیست، ئەناركیزمی ژینگەپارێز، ئەناركیزمی ئاژەڵپارێز، ئەناركیزمی مۆڕالیست ، ئەناركیزمی ئایینی، ئەناركیزمی ھاوسێكسگەراو…تد.

پرسیار: ئەگەر گروپێك نین، ئەدی چۆن یەكتان گرتووە، چۆن و بۆچی خۆتان بەگروپێك ناناسێنن؟

وەڵام: وەك لە سەرەتادا وتمان (سەكۆی ئەناركیستانی كوردستان) پێگەیەكی جوگرافیایی و بوون و یەكەیەكی فیزیكی نییە، تەنیا سەكۆیەكی ئینتەرنێتی سەربەخۆییە بۆ ناساندن و ئاشناكردنی خوێنەر بە ئەناركیزم (سۆشیالیزمی ئازادیخواز) وەك ھزر نەك ئادیۆلۆجیا. پاشان گروپی ئەناركیستی لەسەر بنەمای كار و چالاكی ڕۆژانە لە خەباتی ڕۆژانەی خۆجێی و ڕێكخراوەی جەماوەرییدا پێكدێت، واتە لە شێوەی گروپی خۆجێی (Local group)دا دەردەكەوێت، لەوانە گروپە خۆجێیەكانی ڕێكخراوە جەماوەرییە سەرتاسەرییەكانی وەك [ بێكاران، كرێكاران، خوێندكاران، مناڵان، ژنان، پەككەوتان، فەرمانبەران، مامۆستایان، خانەنشینان .. تد] ، گروپی ھاریكاری ھاوسێان، گروپی سەرپەرشتی مناڵان، گروپەكانی داخوازیی دابینكردن و چاكردنی: [ لولەكەشی ئاو، ھێڵی كارەبا و تەلەفۆن و ئینتەرنێت، خزمەتگوزاری ئاوەڕۆ، خزمەتگوزاری كۆكردنەوەی زبڵ و دوورخستنەوەی، سەرپەنا و نۆژەنكردنەوەی خانووەكان، باخچەی منالان و فێرگە و زانكۆكان، نەخۆشخانە و بیمەی دەرمانی و دەرمانخانە، باخ و باخچەكان، سەنگچن و چەوڕێژ و قیرتاوكردنی كۆڵان و شەقام و شۆستەكان و شاڕێكان]، گروپی پاراستنی ژینگە، گروپی پاراستنی مافی ئاژەڵ، گروپی ئاوەدانكردنەوە و بۆژاندنەوەی دەوروبەر، گروپی خۆفێركاریی ئاڵووێری بەرامبەرانەی [ شارەزایی كۆمپیوتەر و ئینتەرنێت، فێربوونی پیشەی دەستی و كاری ھونەری و ڕاھێنانی وەرزشیی و زانیاریی تەندروستیی و فریاگوزاری] ، گروپی خۆپارێزیی لەبەرامبەر ھێڕشی دەزگە سەركەوتگەرەكان و باندە مافییانەكان، گروپی پێكھێانی پەرتووكخانەی خۆجێی و گەڕۆك.. تد.

ھەڵبەتە ئەوەمان لەبیر نەچێت، كە ناو و ناونانی ئەو گروپانە بە ئەنجومەن، ڕێكخراو، شورا، كۆمون، ھەرەوەزی، نابێتە گرفت و مەرج نییە و پێویستیش نییە (پاشكۆی ئەناركیستی یا پێشگری ئەناكۆ-)یان ھەبێت، ئەوەی گرنگە شێوازی خەبات و جۆری ڕێكخستن و شێوەی بڕیاردانە و ھەر لێرەشەوە جیاوازی نێوان گروپە لۆكاڵییە خۆجێیی و ڕێكخراوە جەماوەرییەكانی پابەند بە شێوازی ڕێكخستن و كاردكردنی ئازادیخوازانە لەتەك گروپە خۆجێیی و ڕێكخراوە بەناو جەماوەرییەكانی دیكەی سەربە دەسەڵات و پارتە ڕامیارییەكان و نامیراتییەكانی (NGO)  سەرھەڵدەدات و جیاوازییەكە تەنیا لە ناو و ھەبوونی پاشگری سەربەخۆبووندا نییە، بەڵكو لەوەدایە، كە لە شێوە ڕێكخستن و شیوازی خەباتی ئەناركیدا ھاوكات گروپە خۆجێییەكان و ڕێكخراوە جەماوەرییەكان ھەم سەنگەرێكن بۆ خەباتن، ھەم فێرگەیەك بۆ ژیانەوەی گیانی خۆبیركردنەوە و خۆھۆشیاریی و خۆبڕیاردان و خۆڕابەریی و خۆپێشڕەویی لە خەباتی ڕۆژانە و ئەندامەتی لە ڕێكخراوە جەماوەرییەكان و لە ژیانی ڕۆژانەی تاكەكەسیی و جڤاكی لە ڕەوتی شۆڕشێكی كۆمەڵایەتیدا بە ئاراستەی بەرەبەرە (ھەنگاو بەھەنگاو) سەندنەوەی ناوەندەكانی بەرھەمھێنان و خزمەتگوزاری و دەركێشانی بەرێوەبردن لە چنگی ڕامیاران و بەڕێوەبەران و لێسەندنەوەی مافی بڕیاردان لەسەر پرسە كۆمەڵایەتیی و ئابووریی و ڕامیارییەكان لە دەوڵەت و پارتە ڕامیارییەكان و نوێنەرە پارلەمانییەكان، بە واتایەكی دیكە خشت بە خشت داڕشتنی بناخە و ھەڵچنینی سەرخانی كۆمەڵكەی ھەرەوەزیی و ئازاد ھەر ئەمڕۆ و لە بەرامبەر سیسەمی ھیرارشیانەی (دێمۆكراسی پارلەمانی) سەرمایەداریدا، كۆمەڵگەیەك لەسەر بنەمای خۆبەڕێوەبەرایەتی و بەشداریی ڕاستەوخۆی گشت تاكەكان لە بەرھەمھێانن و دابەشكردن و ڕێكخستنی كۆمەڵگەدا [دێمۆكراسی ڕاستەخۆ] و ھەر بەو پێیە تا دەگاتە كۆتاییھێنان بە سەروەری چینایەتی.

بۆ ئەوەی لە گروپە كارییە خۆجێییەكان و ڕێكخراوە جەماوەرییەكاندا بەر بە بیرۆكراسی و ئوتوریتەگەری و سازش و لادان و بادان بگرین، ئەزموونەكانی خەباتی چینایەتی ئەوە دەسەلمێنن، كە پێویستە دژایەتی سەرسەختی [ناوەندگەرایی ڕێكخستن، ڕێكخستنی قوچكەیی (ھەرەمی)، ڕابەریی و لەقالبدانی ئایدیلۆجیی، بكەین و لە بەرامبەردا پاگەندە و تێكۆشان بۆ بەرپاكردن و پەرەدان بە گروپ و ڕێكخراوەی سەربەخۆی جەماوەریی و پاگەندەیی لەسەر بنەمای ڕێكخستن و بڕیاردان و ئەنجامدان لە خوارەوەڕا بۆ سەرەوە، واتە بە پێچەوانەی گروپ و ڕێكخراوە بەناو خۆجێی و جەماوەرییە پاشكۆكانی چەپ و دەسەڵات، كە ناوەندگەرا، ئۆتۆریتەگەر و فەرماندەر و ناوبژیگەرن و لەژێر ناوی ڕێكخراوەی جەماوەریدا، چەوساوان لەسەر ھەمان بنەما و ئایدیای پێكھاتەی سەروەریی چینایەتی (ڕێكخستنی بۆرجوازییانە)، ڕێك دەخەنەوە و بەر بە دەستبەكاربوونیان بۆ خۆبیركردنەوە، خۆھوشیاریی، خۆبڕیاردان و چالاكی راستەوخۆ و خۆئازادكردن، دەگرن و لە كەلێنی جاڵجاڵۆكەی سەروەری چینایەتیدا خۆشباوەڕ بە فریادڕەسی ڕامیاران، ڕایاندەگرن،

ھەروەھا چالاكانی ئەناركیست، ھیچ كات پەنا نانەبە ناونانی ڕێكخراو و  گروپەكان بەناوی خۆیانەوە و ھەروا پێویست نییە و شیا و لواویش نییە، كە لە كۆڕ و كۆبوونەوەكاندا پێ لەسەر ناوھێنانی خۆیان وەك ئەناركیست داگرن یا پەنابەرنە ھەوڵی سكتاریستی، بەڵكو ئەوەی بۆیان گرنگ دەبێت و پێویستیشە گرنگ بێت، جێكەوتەبوونی شێوازی ڕێكخستن و شێوازی خەبات و شێوازی بەرەوپێشكردنی چالاكییەكان و شێوازی سەرپەرشتی كارەكانە، كە لەسەر بنەمای ھەرەوەزی و ھاریكاری و ئامادەیی و دەستبەكاربوونی خۆبەشخانە و پێكھاتەی ناقوچكەییانە (ناھەرەمی / ناھیرارشی) بێت.

پرسیار: ئایا (سەكۆی ئەناركیستانی كوردستان) ھەموو بابەتێك بڵاودەكاتەوە، بە واتایەكی دیكە، بابەت لە ڕوانگەی ھزر و ئایدۆلۆجیا كۆمەلایەتی و ڕامیارییەكانی دیكەوە بڵاو دەكاتەوە؟

وەڵام: نەخێر/ بەڵێ.

نەخێر ھەر بابەتێك كە پاگەندە بۆ سەروەری چینایەتی، ئایدیۆلۆجی ناسیونالیزم و ئایین، پێداویستبوونی دەوڵەت، دێمۆكراسی نوێنەرایەتی (پارلەمانی) ، سۆشیالیزمی دەسەلاتگەرایانە ( سوشیال- دێمۆكراسی، ماركسیزم – لێنینیزم – مائوئیزم – چێكوارائیزم و … تد)، ھەڵاواردنی ڕەگەزیی، نەژادیی و نەتەوەیی و كولتوریی و ..،ھتد بكات، لە (سەكۆی ئەناركیستانی كوردستان) بواری بڵاكردنەوەی پێنادرێت.

بەڵێ، ھەر بابەتێك كە لەو ڕوانگانەی سەرەوە، ڕەخنە بۆچوونەكانی ئەناركیزم بگرێت و بیەوێت لەتەك ھەڵگرانی ھزری ئەناركی بە بەڵگە و شێوازی مشتومڕی ھاوچەرخ بكەوێتە گفتوگۆ، بواری بڵاوكردنەوەی دەبێت.