تراژدی رمانتیسم عشق به بیچاره گان

مترجم:روسیا -روشن

غالب آنارشیست ها در تبعید و دور از وطن درگذشتند

• این مقاله به معرفی ۵ نفر از نسل دوم آنارشسیت ها: اما گلدمن، آلکساندر برکمن، ولینه، ویکتور زرگه و آلکساندر هرتسن، پرداخته است …

آنارشیستهای غرب خود را انقلابی ترین انقلابیون میدانستند. آنان را میتوان بدو گروه تقسیم کرد؛ گروه اول، کلاسیکها و نظریه پردازانی مانند: پرودن، باکونین، کروپتکین، گودوین، اشتیرنر، وغیره. و گروه دوم که قدری جوانتر وغالبا مخالف بکارگیری خشونت درمبارزه اجتماعی بودند، از آنجمله: روکر، برکمن، گودمن، مالاتستا، زرگه، سوخی، ولینه؛ وغیره. در اینجا بطورمختصر به زندگی و آثار ۵ تن از گروه دوم پرداخته میشود.

خانم اما گلدمن (۱٨۶۹-۱۹۴۰)، مبارز آنارشیست روس، پیش ازانقلاب اکتبر در سن ۱۷ سالگی به آمریکا مهاجرت نمود و در آنجا کارگرکارخانه شد و شخصا با زندگی پرولتاریا آشنا گردید ودرآنجا در راه ٨ ساعت کار درروز مبارزه نمود. وی نه تنها مشهورترین زن آنارشیسم زمان خود بود، بلکه او را مقامات آمریکایی آنزمان خطرناکترین زن جهان نامیدند. وی تا آخرعمردر کشورهای: آلمان، آمریکا، فرانسه، اسپانیا، و کانادا برای جنبش آنارشیستی فعال بود. درنظراو آنارشیسم نه یک تئوری برای عقیده بلکه فلسفه یک نظم جدید سوسیالیستی بود. وی میگفت که بالاترین ایده آل انسانی باید مبارزه علیه دیکتاتوری، زورگویی و حاکمیت باشد. او از نظرفکری تحت تاثیر نظرات گودوین، اشتیرنر و سنت لیبرال و آزادیخواهی انگلیس و آمریکا بود. خانم گلدمن درسال ۱۹۱۱ به نقل از تولستوی نوشت که: اگر برای تولید یک کالا، نیازبه قربانی کردن زندگی یک انسان باشد، جامعه باید از خرید ومصرف آن کالا خودداری کند.

اهمیت گلدمن برای جنبش آنارشیسم، در تابوزدایی روابط جنسی، عشقی و خواسته های فمنیستی بود. وی نه تنها مبلغ یک اخلاق آزاد در روابط عشقی بلکه مخالف سازمان و قرارداد ازدواج بود. وی میگفت که اخلاق مالکیت، زنان را نیز تبدیل به کالا وشیئی برای فروش نموده است. به نظراو ازدواج رابطه ای اجباری، مالکیتی و تصاحبی است که تصویری واقعی از دولت حاکم را نشان میدهد. او مدعی بود که اخلاق و دین، وسائل سلطه گری هستند تا انسانها را مطیع سازند. خانم گلدمن با کمک مقالات و سخنرانیها غیراز مبارزه برای حقوق زنان و اخلاق عشقی و جنسی آزاد، آنزمان خواهان کنترل زایمان به نفع زنان و افشاگری میلیتاریسم بود. او مینویسد که مبارزه همیشه نمیتواند پاسیویستی و صلح آمیز باشد بلکه در مقابل خشونت دشمن باید از خشونت نیز استفاده کرد. او توصیه میکرد که خشونت باید اجتماعی باشد و نه ضداجتماعی و یا شخصی. وی ادعای عملیات خشن مبارزان اجتماعی را معمولا نتیجه تحریکات دولت و پلیس یا نتیجه تبلیغات رسانه های بورژوایی دولتی میدانست. از جمله آثاراو: زنان در انقلاب، تراتژی برابری حقوق زن، دلایل شکست انقلاب روس، نامه هایی ازتبعید، و زندگی من، هستند.

درتظاهرات اول ماه مه سال ۱٨٨۷ بعد از اینکه ۷ پلیس کشته شدند، دولت حاکم در روز ۱۱ نوامر ۴ آنارشیست را اعدام نمود. اما گلدمن مینویسد که او بعد از این اقدام دولت به طور حرفه ای مبارزی آنارشیست شد. وی درسال ۱٨٨۹ درنیویورک با همسر آینده اش، یعنی آلکساندریرکمن، که ازمبارزان مشهور آنارشیست بود، آشنا شد. آندو بین سالهای ۱۹۰۶-۱۹۱۷ از موتورهای جنبش آنارشیستی آمریکا بودند و مجله آنارشیستی معروف “مادرمان، زمین” را منتشر نمودند. سرانجام درسال ۱۹۱۹ بعد ازسپری کردن ۲ سال زندان در آمریکا، همراه چند آنارشیست دیگر به شوروی بعد از انقلاب،اخراج شدند ولی در بلبشوی تحولات شوروی بعد از انقلاب، فقط ۲ سال تحمل کردند. در رابطه با حاکمیت بلشویکها و سازمان امنیت چکا، خانم گلدمن نوشت که این سازمان نه دولتی در دولت بلکه دولتی ماورای دولت رسمی بود. و درباره سیستم شوروی میگفت که مرکزیت و یوروکراتیک، روزی شوروی و زندگی اجتماعی را فلج خواهد نمود. او به سبب تعقیب سوسیالیستهای چپ، آنارشیستها و سندیکالیستها توسط بلشویکها، نزد لنین شکایت نمود و سرانجام در سال ۱۹۲۱ شوروی را باردیگر ترک نمود. او کتاب “دلایل شکست انقلاب روس” را در رابطه با برخورد با بلشویکها در تبعید منتشر نمود. وی بعد از سرخورده گی از سیاست شوروی، سالها در انگلیس و کانادا زیست و در سال ۱۹۴۰ در شهر تورنتو درکانادا درگذشت .

گلدمن درمقاله “فرد، جامعه، دولت” تاکید خاصی روی آزادی فرد می نماید. او میان توده و خلق فرق میگذارد و حاکمیت ناشی از جنبش توده ای را اتوریته- وحکومت خلق را آنارشیستی و دمکراتیک میدانست. وی مینویسد که باید از یک جنبش توده ای سندیکایی بوروکراتیک که آزادی ستیز است و اقدامات انقلابی فرد را فلج میکند، وحشت داشت.

همسر اما گلدمن، آنارشیست معروف؛ آلکساندر برکمن (۱٨۷۰-۱۹٣۶)، در شمال روسیه در کشور لیتوان بدنیا آمد. وی به دلیل فعالیتهای آنارشیستی، دبیرستان را ترک نمود و در ۱۶ سالگی به آمریکا مهاجرت نمود. بعداز اینکه در سال ۱٨۹۲ دراعتصاب کارگران صنایع فولاد ۱۱ نفر کشته شدند، برکمن طی سوء قصد نافرجامی کوشید تا مسئول آن سرکوب را ترور کند. به این دلیل دادگاهی در آمریکا اورا به ۲۲ سال زندان محکوم نمود، ولی بعد از ۱۴ سال از زندان آزاد شد و کتاب مشهور خود “خاطرات زندان یک آنارشیست” را منتشر نمود. وی بعد از آزادی از زندان همراه همسر خود؛ اما گلدمن، به فعالیت و تبلیغ انقلاب آنارشیستی ادامه داد و دوبار به ۲ سال زندان محکوم شد و سرانجام درسال ۱۹۱۹ همراه گروه دیگری از انقلابیون آنارشیست به روسیه بازگردانده شد و درآنجا متوجه ایده های برباد رفته یک نسل انقلابی گردید. او در کتاب خاطرات روزانه اش با عنوان “اسطوره بلشویسم” به شرح حوادث و تحولات سالهای ۱۹۲۰-۱۹۲۲ در شوروی بعد از انقلاب پرداخت.

وی درباره شرایط جامعه شوروی آنزمان مینویسد که: استفاده دولت کارگران و دهقانان از خشونت در مقابل کارگران و زحمتکشان بنادر، تاثیری منفی روی جنبش بین المللی انقلابی میگذارد و ضررهایی برای انقلاب سوسیالیستی خواهد داشت. او سرانجام با سرخورده گی از حاکمیت شوروی، در سال ۱۹۲۲ آنجا را ترک کرد و به فرانسه رفت و در سال ۱۹٣۹ دست بخودکشی زد. ازجمله آثاراو: الفبای آنارشیسم، شورش در یک شهرانقلابی شوروی، خاطراتی از انقلاب روسیه، وغیره هستند.

آنارشیست سوم مورد نظر دراینجا ، ولینه (۱۹۴۵- ۱٨۲۲) نام دارد که نام واقعی اش “و.م. آیشنباوم” بود. وی درروسیه بعنوان فرزند یک زن و شوهر پزشک بدنیا امده بود و دردانشگاه در رشته حقوق درس خوانده بود واز سال ۱۹۰۱ در جنبش کارگران روسیه فعال و در سال ۱۹۰۵ عضو حزب انقلاب اجتماعی آنجا بود. وولینه بعد از فرار از روسیه به فرانسه رفت و در سال ۱۹۱۵ فرانسه را به سبب حکم زندان، ترک کرد و به امریکا فرار کرد. وی در نیویورک همکار دو نشریه آنارکوسندیکالیستی با عنوان های : صدای کار، و اتحادیه کارگران، شد که حدود ۱۰۰۰۰ تیراژ داشتند.

وولینه بعد از پیروزی انقلاب شوروی درسال ۱۹۱۷ به کشورش بازگشت ومسئول تبلیغات اتحادیه آنارکوسندیکالیستی آنجا شد. او سرانجام درسال ۱۹۱۹ به جنبش آنارشیستی- دهقانی “نستور ماچنو” در کشور اوکرائین پیوست، ولی ارتش سرخ درسال ۱۹۲۰ او را دستگیر و از طریق تروتسکی به اعدام محکوم نمود، ولی حین برگزاری کنگره سازمانهای آنارکوسندیکالیستی خارجی درشوروی، وی دست به اعتصاب غذا زد و بعد از آزادی، از شوروی اخراج شد. پیتر آشینف، منشی جنبش آنارشیستی دهقانان کشور اوکرائین درباره وولینه گفته بود که او از همه آنارشیستها روشنفکرتر و از نظر تئوری باسوادترین آنان بود که: توانایی، نیرو، و دانش خود را در خدمت جنبش آنارشیستی گذاشته بود. وولین سرانجام درسال ۱۹۴۵ در پاریس درگذشت. اثر ارزشمند سه جلدی او “تاریخ انقلاب روسیه” نام دارد که از دیدی آنارشیستی نوشته شده است.

آنارشیست دیگر، ویکتور زرگه (۱۹۴۷-۱٨۹۰)، از پدرو مادری روس در شهر بروکسل در کشور بلژیک بدنیا آمد. وی ازجوانی به جنبش انارشیستی پیوست و در سال ۱۹۱۱ در فرانسه به چندسال زندان محکوم شد. وی درسال ۱۹۱۹ به شوروی رفت و گرچه به بلشویکها پیوست ولی درسال ۱۹٣٣ به اتهام تروتسکیستی بودن به تبعید در کشور محکوم گردید. وی گفته بود که تنها کوششی که انقلاب روسیه میان سالهای ۱۹۲٣-۱۹۱۷ نمود نه آزادی بود و نه رعایت حقوق انسانها. وی سرانجام درسال ۱۹٣۲ با کمک مشاهیر فرهنگی جهان از جمله رومن رولان اززندان آزاد و به فرانسه تبعید گردید. ولی درسال ۱۹۴۰ با ورود آلمان فاشیست به فرانسه، به کشور مکزیک فرار کرد.از جمله آثاراو: خاطراتی درباره سوسیالیسم،” ۱۶ اعدامی محاکمات مسکو، از جمله کامنف و زینویف”، خاطرات یک انقلابی، و شهر تسخیرشده انقلابی، بودند.

مبارز فکری مشهور دیگر، آلکساندر هرتسن (۱٨۷۰-۱٨۱۷)، فرزند غیر”مشروع” یک افسر روس و یک زن آلمانی بود. او در سال ۱٨۲۹ در مسکو در رشته علوم طبیعی درس خوانده بود ودر سالهای ۱٨٣۹-۱٨٣۵ به دلیل فعالیتهای سیاسی در روسیه تبعید شد. هرتسن ازسال ۱٨۴۴ تحت تاثیر نظرات آنارشیستی پرودون بود. او بعد از فراراز روسیه در لندن به جستجوی هموطنش، باکونین، انارشیست معروف پرداخت. در لندن؛ جایی که او از سال ۱٨۵۲ ساکن شده بود، مجله ماهانه “ستاره قطبی” وهفته نامه “ناقوس” را منتشرنمود. اومدتی نیز در پاریس زیست، جایی که دوستش پرودون میزیست. وی درسال ۱٨۶۵ به ژنو رفت وسرانجام درسال ۱٨۷۰ در پاریس درگذشت. هرتسن تا زمان مرگ در خارج از روسیه و در تبعید زیسته بود.

وی همچون باکونین خواهان یک سیستم سیاسی فدراتیو غیرمرکزی بود که منتهی به وضعیتی عادلانه و اجتماعی گردد. او نه تنها مخالف اتوریته دولتی و مرکزی، بلکه مخالف یک سوسیالیسم مرکزی و اتوریته بود. درپایان، او درسال ۱٨۶۹ یکسال پیش از مرگ، در کتاب “نامه به یک رفیق قدیمی” به رد رادیکالیسم وعملگرایی باکونین پرداخت و آنرا خرابکاری کور معرفی نمود.

falsaf@web.de

 

http://www.kabulpen.com

Advertisements

وەڵامێک بنووسە

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / گۆڕین )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / گۆڕین )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / گۆڕین )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / گۆڕین )

Connecting to %s