گروپوتکین و انتقاد پسا ساختارگرایانه به آنارشیسم / قسمت هشتم

گروپوتکین و انتقاد پسا ساختارگرایانه به آنارشیسم

مقاله ای از برایان موریس(*)

ترجمه : پیمان پایدار

قسمت هشتم(**) و آخر

**********************
جمعبندی

ما می توانیم نتیجه گیری کنیم که محتوای بسیار کمی در به اصطلاح نقد پساساختارگرایانه به آنارشیسم (اجتماعی) وجود    دارد. چنین نظری قطعا در مطالعه عالی ای که ریچارد دی(1) (2005) از جریان های آنارشیستی در جنبش های اجتماعی اخیر انجام داده تائید میشود . دی اذعان دارد که گروپوتکین مدتها پیش به تدوینی از مبارزه جاری میان منطق چیرگی(هژمونی) و منطق همبستگی/ جاذبه متقابل(بخوان آنارشیسم) دست یافته بود ; که نوشته هایش در مورد دولت “از پیش انگاشتنی” بر نوشته  دلوز و گواتاری در کتاب یک هزار فلات(2)(1988) حکایت میکند ; واینکه گروپوتکین نه تنها مهر تائیدی برقدرت خلاقانه “توده ها” از مقاومت در برابر زور و ستم زده است بلکه در ایجاد نهادهای جدید اجتماعی از طریق کمکهای متقابل و همکاری داوطلبانه. در تمامی طول تاریخ این از طریق عمل مستقیم تحقق یافته, یا آنطور که  دی توصیف میکند بعنوان “تجدید  ساختاری/سازه “. بهمین جهت دی نتیجه میگیرد که گروپوتکین “اولین پساآنارشیست”بوده است-2005 :ص121 تا 123 – 

گروپوتکین ,البته ,”پسا”هیچ چیزی نبود.اما این نظریه نشان میدهد که مشخصا هیچ مقوله جدید و یا اصیلی در سیاست پسااسترکتورآلیستها وجود ندارد. در واقع , دی به طور مستمر نشان میدهد که هم فیلسوفان پساساختارگرا (دلوز, فوکو و درریدا(3)) و مارکسیست های مستقل (هارد , نگری 2005 و هولووی(4 )2005 ) به سادگی اصول پایه ائی آنارشیسم اجتماعی یا پیروان مبارزه طبقاتی را, بدون کمترین قدردانی, تصاحب کرده و تکرار نموده اند .همانطور که خجولانه مطرح میکند:” دلوز,   فوکو یا درریدا ممکن است بدهی خاص تایید نشده ی به سنت آنارشیستی بدهکار باشند” (2005:94). متن مارکسیست مستقل  جان هولووی بنامتغییر جهان بدون بدست گرفتن قدرت“(5)(2005) به سادگی نشان دهنده یا امتناع از اذعان به وجود آنارشیسم است و ​​یا در حقیقت جهل نکبت بار از این سنت سیاسی میباشد . چرا که آنارشیست ها بیش از یک قرن هست که مدافع آلترناتیوی هم برای اصلاح طلبی لیبرالی و هم حزب انقلابی مارکسیستی و دولت کارگری میباشند .در واقع ,از همان زمانی که ویلیام گادوین(6) برای اولین بار مروج یک جامعه کمونیستی بدون دولت شدبالدوین(7) 1927:290.

-” “منطق همبستگی”، “تجدید ساختاری”، “تغییر جهان بدون بدست گرفتن قدرت به سادگی بیان کننده پراتیک رادیکالی هست که مدتهاست از طرف آنارشیستهای اجتماعی یا پیروان مبارزه طبقاتی ترویج  گردیده; پراتیکهائی که تازه توسط پسامدرنیستها دوباره- کشف شده !

پایان

پیمان پایدار

********************************
(*)Kropotkin and the Poststructuralist Critique of Anarchism:Brian Morris. From the Journal of Social Anarchism #44 ,2010(U.S.A)از مجله آنارشیسم اجتماعی

(**)اولین بخش این مقاله فوق العاده خوب رفیقمان بتاریخ 27 فوریه 2012 درج شده است
(1)Richard Day / (2) Deleuze & Guattari : A Thousand Plateaus

(3)Foucault , Derrida / (4) Hardt , Negri & Holloway

(5) Changing the World Without Taking Power / (6) William Godwin

(7)Baldwinمهم هست گفتهشود تنها ذکری که هالووی از آنارشیسم در تمامی کتابش میکند وقتی هست کهمدعی میشود

آنارشیسم-به عنوان تمایز از اصلاحات و انقلاب- دیگر به نظر نمیرسد برای فعالان معاصر “مطرح” باشد .

برای منابع اضافی در مورد این مقاله رجوع کنید به آدرس آنلاین زیر .

http://www.socialanarchism.org 

برگرفتە از : نه سخد (نه سرمایه نه خدا نه دولت) خاص http://www.nasxad.blogspot.de

Advertisements

وەڵامێک بنووسە

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / گۆڕین )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / گۆڕین )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / گۆڕین )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / گۆڕین )

Connecting to %s