آنارکوسندیکالیسم چیست؟

آنارکوسندیکالیسم چیست؟

آنارکوسندیکالیسم به مثابه گرایش آنارشیسم – کمونیسم مبارزه ی طبقات را در مرکز مسئله ی تغییر اجتماعی می گذارد. یک فعال آنارکوسندیکالیست عموماً یک اتحادیه یا سندیکا را شکل طبیعی برای تشکل یابی کارگران می داند و با حزب حتا اگر نام حزب طبقه ی کارگر را داشته باشد مخالفت می ورزد، چرا که دخالت احزاب و دفترهای سیاسی آن ها نتوانسته و نخواهد نتوانست به خودرهایی طبقه ی کارگر بیانجامد. تجربه ی هفتاد سال «سوسیالیسم دولتی» در شوروی، چین و تمام کشورهای به اصطلاح سوسیالیستی بر این واقعیت صحه می گذارد. در ایران نیز در دو دوره ی مشخص تاریخی طبقه ی کارگر از دخالت احزاب و سازمان های سیاسی در امور تشکلات مختص کارگران بیش از آن که سودی ببرد، دچار خسران و ضرر شد. این دو دوره به تشکیل شورای متحده مرکزی کارگران و زحمتکشان ایران به رهبری حزب توده ی ایران در سال ١۳٢۳ و تشکلاتی به نام کارگران پیشرو به دست سازمان چریک های فدائی خلق ایران در مقطع ١۳۵۷ برمی گردد. اکنون نیز شوراهای اسلامی کار و خانه ی کارگر نه فقط مدافع منافع طبقه ی کارگر نیستند، بلکه به تشکلات دولتی تبدیل شده اند و دارای اعتباری در میان کارگران نیستند. رژیم نیز از دیگر سو به اتحادیه هایی مانند سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبسرانی تهران و حومه یا سندیکای کارگران کشت و صنعت نیشکر هفت تپه بی اعتنایی می کند و فعالان آنان را سرکوب می نماید.

آنارکوسندیکالیسم در پایان سده ی نوزدهم میلادی پدید آمد و توانست برخی از صفحات پربار تاریخ جنبش کارگری را به نام خود ثبت کند. یکی از گرایش های بنیان گذار «کنفدراسیون عمومی کار» فرانسه (CGT) در پایان سده ی نوزدهم و آغاز سده ی بیستم میلادی با نظرات افرادی مانند امیل پوژه (Emile Pouget) و فرنان پلوتیه (Fernand Pelloutier) آشکارا آنارکوسندیکالیست بود. اما در اینجا نیز تشکیل حزب کمونیست فرانسه در دهه ی سی میلادی و تصمیم دفتر سیاسی آن برای نفوذ و به دست گرفتن ث. ژ. ت. سدی در برابر فعالیت های آنارکوسندیکالیستی ایجاد نمود. هر چند این موضوع به انشعابی در ث. ژ. ت. و تشکیل ث. ژ. ت. با پسوند سندیکالیست انقلابی انجامید، اما این تشکل نتوانست در برابر هژمونی مارکسیست – لنینیستی حزب کمونیست فرانسه بر جنبش طبقه ی کارگر این کشور مقاومت کند تا این که در سال ١۹٣۹ ممنوع و مضمحل شد. پس از جنگ دوّم جهانی نیز هژمونی طلبی حزب کمونیست فرانسه بر جنبش طبقه ی کارگر و به ویژه بر ث. ژ. ت. دوچندان گردید. در سال ١٩۴۵ کارگران آنارکوسندیکالیست یا در بنیان گذاری اتحادیه ی «نیروی کارگری» (FO) شرکت کردند یا به «کنفدراسیون ملّی کار» (CNT) پیوستند که هر دو کماکان وجود دارند. در سال ١۹۸١ نیز اتحادیه ی دیگر نام «همبسته، متحد و دمکراتیک» (SUD) پدید آمد که در صفوف آن فعالان آنارکوسندیکالیست بسیاری حضور دارند.

به جز فرانسه باید گفت که درخشان ترین دوره ی آنارکوسندیکالیسم به تاریخ مبارزات مردم در اسپانیا در سال ١۹٣۶ بازمی گردد. «کنفدراسیون ملّی کار» اسپانیا یک آنارکوسندیکا با دو میلیون عضو بود. این اتحادیه توانست در مناطقی که حضور داشت رأساً به جمعی کردن زمین های کشاورزی و صنایع موجود اقدام نماید. فعالان این اتحادیه بزرگ کارگری همچنین توانستند نقش مهمی در مبارزه ی مسلحانه ی علیه نیروهای فرانکیست بازی کنند. آنان به دور از هر گونه روحیه ی سکتاریستی با سربازان وفادار به جمهوری اسپانیا و فعالان مارکسیست به مبارزه ی عملی با دیکتاتوری پرداختند.

امّا پس از پایان جنگ داخلی، «کنفدراسیون ملّی کار» اسپانیا نیز با هژمونی طلبی حزب کمونیست اسپانیا روبه رو شد و به تدریج تضعیف گردید. فعالان آنارکوسندیکالیست اسپانیا سپس به شدت سرکوب و بسیاری از آنان به فرانسه پناهنده شدند. آنان در جنوب فرانسه هسته های مقاومت مسلحانه ی آنارشیستی را علیه تهاجم آلمان نازی به وجود آوردند و در سال ١٩۴۵ از اصلی ترین فعالان پیدایش «کنفدراسیون ملّی کار» شدند.

جنبش آنارکوسندیکالیستی یا آنارشیستی کارگری در آمریکای لاتین نیز بسیار فعال بوده و هست. برای مثال «فورا» (FORA) یا «فدراسیون کارگری منطقه ای آرژانتین» که در سال ١۹٠١ پدید آمد دارای چنان نیروی بزرگی بود که می توانست دولت و کارفرمایان را به شدت نگران کند. این دو نیز این تشکل کارگری آنارشیستی را به شدت سرکوب کردند. این تشکل همچنان در آرژانتین فعال است و در «انجمن بین المللی زحمتکشان» عضویت دارد.

باید اعتراف کرد که به جز سرکوب های دولتی، بیش از هفتاد سال نفوذ احزاب مختلف مارکسیست – لنینیستی و سوسیال – دمکرات در جنبش کارگری موجب شد که آنارکوسندیکالیسم به عقب رانده شود، اما اکنون به ویژه در کشورهای اروپایی و آمریکای لاتین جنبش آنارکوسندیکالیستی دوباره با طرح نظراتی در باره ی خودگردانی ضداستبدادی و ضدسرمایه داری پیش روی خود را آغاز کرده است. البته واضح است که شکست و فروپاشی در کشورهای بلوک شرق و تبدیل شدن احزاب سوسیال – دمکرات به مدافعان تقریباً بی قید و شرط نظم نابرابرنه ی سرمایه داری در این امر بی تأثیر نبوده است.

فعالان آنارکوسندیکالیست نظرات گوناگونی در زمینه ی فعالیت های اتحادیه ای دارند. آنان اعتصاب عمومی را وسیله ای برای این که طبقه ی کارگر بتواند وسائل تولید را به دست بگیرد، پیشنهاد می کنند. عمل مستقیم که می تواند اشغال کارخانه ها و تجمعات اعتصابی باشد از دیگر روش های آنارکوسندیکالیستی ست.

فعالان کارگری آنارشیست یا آنارکوسندیکالیست که مخالفان جان سخت اتوریته ی دولتی و حزبی هستند خواهان انتخاب آزاد زحمتکشان برای پیشبرد مبارزه و مدیریت مستقیم کشمکش های اجتماعی هستند. نباید فراموش کرد که فعالیت آنارکوسندیکالیستی نه فقط با مقاومت سرمایه داران بلکه با ضدّیت دولت ها، حتا آن هایی که خود را زمانی «دولت پرولتری» می نامیدند، مواجه می شود و به همین خاطر کارگران آنارشیست همواره وادار شده اند تا در چند جبهه برای استقلال طبقه ی کارگر از هر گونه فرمان و دستوری از بالا مبارزه نمایند. برای مثال هم اکنون کوبا که دولتش همچنان خود را سوسیالیستی می نامد، قصد دارد با تغییر قانون کار راه را برای ایجاد یک سرمایه داری غیردولتی و خصوصی بازتر کند. از آن جایی که یگانه تشکل سندیکایی مجاز که «کانون زحمتکشان کوبا» نام دارد تشکلی دولتی ست و مخالفتی با این امر نمی ورزد، نیروهای موسوم به «چپ جدید» که عمدتاً فعالان آنارشیست هستند در برابر این تغییر دست به مقاومت زده اند و علی رغم دیکتاتوری حاکم موفق شده اند جلسات بحث و گفت و گو در چند پارک و مکان عمومی برگزار کنند.

بخشی از تشکلات آنارکوسندیکالیستی موجود در «انجمن بین المللی زحمتکشان» (AIT) که در سال ١۹٢٢ در برلین پایه گذاری شد، عضویت دارند. آن ها نام همان تشکلی را برای خود برگزیدند که در سال ١۸۶۴ وجود داشت، تشکلی که در آن شخص مارکس با اخراج باکونین موجب شد که نخستین انشعاب در جنبش کارگری جهانی پدید آید. از همان تاریخ بود که کمونیست ها نیز به دو دسته ی کمونیست های مستبد و طرفدار دولت و کمونیست های آزادیخواه و خواهان نابودی دولت به عنوان ابزار زور و ستم تبدیل شدند. در سال ١۹٢٢ نیز این تشکل بین المللی آنارکوسندیکالیستی در مخالفت با نفوذ احزاب مارکسیست – لنینیست و سوسیال دمکرات در جنبش کارگری به وجود آمد. چرا که اوّلی ISR یا «انترناسیونال سندیکائی سرخ» و دوّمی «انترناسیونال سندیکائی آمستردام» را داشت. در حال حاضر تشکلاتی از پرتغال، صربستان، برزیل، اسپانیا، آرژانتین، روسیه، نروژ، اسلواکی، انگلستان و فرانسه در انجمن بین المللی زحمتشکان عضو هستند.

کتاب ارزشمند رودولف راکر به نام «آنارکوسندیکالیسم» با مقدمه ای از نوام چامسکی و با ترجمه ی محمودرضا عبدالهی در «نشر افکار» در ایران منتشر شده است. این اثر یکی از بهترین کتاب هایی ست که تاکنون در باره ی آنارکوسندیکالیسم چاپ شده است.( http://www.nashreafkar.com/mardomshenasi/anarkosend.html)

کارگران ایران که مانند تمام هم زنجیرانشان در سراسر جهان در معرض ظلم، بی عدالتی و ستم اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی کارفرمایان و نظم حاکم سرمایه داری هستند، زمانی می توانند برای خودرهایی اقدام کنند که بدون دولت و حزبی در بالای سر خود به فعالیت های اتحادیه ای و اشکال متنوع مبارزاتی دامن بزنند. آنارکوسندیکالیست ها در این صورت همواره در کنار آنان خواهند بود، چرا که کارگران برای بهبود زندگی خود نه به سرمایه داران و دولت نیاز دارند و نه به امر و فرمان احزاب و سازمان های سیاسی رنگارنگ با ایدئولوژی های مختلف.

ن. تیف

١۴ آبان ١٣٩٢

Advertisements

وەڵامێک بنووسە

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / گۆڕین )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / گۆڕین )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / گۆڕین )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / گۆڕین )

Connecting to %s