سنندج انقلابی و سرخ اینبار سرتاپا در حمایت از مقاومت کوبانی

سنندج انقلابی و سرخ اینبار سرتاپا در حمایت از مقاومت کوبانی

با شروع تهاجم وحشیانه‌ فاشیست های تا دندان مسلح دولت اسلامی عراق و شام (داعش) به‌ کوردستان و نسل کشی مردم کورد ایزدی و اشغال شنگال و مقاومت مردمی همگام با نیروهای پیشمرگ در کردستان عراق خلق کرد در کردستان ایران خود را جدای از این فاجعه‌ ندانست .در این میان نیروهای پیشرو جامعه‌ هم سو با جرایانات و نهادهای فکری،سیاسی و مدنی با براه انداختن کمپپین های حمایتی و احساس همدردی با مردم شنگال از مردم ازحمتکش و آواره‌ کردستان عراق پشتیبانی کردند.

با ادامه‌ محاصره کوبانی و مقاومت قهرمانانه‌ مردم و نیروهای مدافع خلق و با فراخوان نیروهای مستقل و فعالین مدنی (فعالین چپ و آنارشیست )در سنندج و دیگر شهرهای کوردستان مردم با روحیه‌‌ای قهرمانانه‌ با اعلام انزجار خود در میادین اصلی شهرها تجمع کردند.در سنندج از روز چهارشنبه‌ این گردهمایی های اعتراضی آغاز شد.در این روز جوانان پرشور و انقلابی ساعت 4 بعداظهر در میدان آزادی با تچمعی مدنی از مقاومت کوبانی حمایت کردند.در همین روز از طرف “کمیته‌ حمایت از کوبانی”فراخوانی برای روز پنج شنبه‌ میان شرکت کنندگان پخش شد و از مردم خواسته‌ شد که‌ در این تجمع که‌ با هماهنگی نهادهای مردمی و فعالین اجتماعی،سیاسی و مدنی برگزار می‌شود شرکت کنند.

برنامه‌ ریزی لازم برای این اکسیون اجتماعی انجام شد و تجمع بزرگی در میدان اقبال برگزار گردید. این تجمع با حضور هزاران نفر و از ساعت ٤ و نیم آغاز و تا ساعت ٥ و نیم ادامه یافت . در این تظاهرات مردم انقلابی و رزمنده سنندج ضمن سر دادن شعار ، حمایت و پشتیبانی بی دریغ خود از مبارزه و مقاومت کوبانی را اعلام و حمایت قدرتهای امپریالیستی منطقه‌ را از این ارتجاع شوم محکوم نمودند.شور وشوقی وصف نشدنی میان مردم حاکم بود و طیف های مختلف سیاسی و مدنی با همگامی یکدیگر ضمن تمرین همکاری ارزش اتحاد و مدارای دموکراتیک را به‌ نمایش گذاشتند. این تجمع بدون درگیری با نیروهای امنیتی که‌ به‌ شدت مراسم را تحت نظر داشتند به‌ پایان رسید. باز در این مراسم از سوی “کمپین کوبانی را تنها نگذاریم “برای شرکت همه‌ جانبه‌ مردم درتظاهرات اعتراضی روز جمعه‌ که‌ با مجوز دولتی بعداز نماز جمعه‌ صورت میگیرد درخواست مشارکت توده‌ای شد.

با پشتیبانی “کمیته‌ حمایت از مردم کوبانی ” مراسم اعتراضی از سه‌راه شاپور به‌ سوی میدان آغاز شد.مردم انقلابی سنندج در صف های طولانی با در دست داشتن پلاکاردها و تراکتهایی به‌ رنگ سرخ و با سردادن شعارهای انقلابی ،خود را با مردم کوبانی و مدافعین شورشگردر یک جبهه‌ واحد قرار داده‌ و با به‌ آتش کشیدن پرچم های سیاه داعش و ترکیه‌ پیام محکمی به‌ حاکمان جمهوری اسلامی دادند.در این راهپیمایی که‌ مسئولین نهادهای امنیتی و دولتی نیز حضور داشتند مردم بدون ترس و واهمه‌ای از خشونت نیروهای امنیتی فریادهای انقلابی خود را سر دادند.شعارهای “سنه‌ هه‌ر کوبانی یه‌ -سه‌رچاوه‌ی یه‌کسانی یه‌ ” سنه‌ همان کوبانی است سرچشمه‌ برابر است، درودهای خود را نثار نیروهای مدافع کوبانی کردند.فضای احساسی تظاهرات هر لحظه‌ پر تب و تاب می‌شد و نهادهای امنیتی و انتظامی با درک وضعیت موجود سعی در آرام کردن معترضین داشتند و با تماس با مسئولین و نیروهای محافظ مردمی درخواست زود تمام کردن مراسم و دوری از درگیری را داشتند.راهپیمایان به‌ وسط میدان رسیدند،مجری برنامه‌ با جملات احساسی شور مردم را به‌ اوج رساند. رحیم لقمانی شاعر معاصر و متعهد کردستانی با قرائت شعری در رثای مقاوت گریلاهای مدافع کوبانی جمعیت حاضر را به‌ شوق درآورد.قطعنامه‌ای در چند بند قرائت شد .در این قطعنامه‌ از مدیرکل سازمان ملل و مجامع بین المللی خواسته‌ شد که‌ سریعا به‌ یاری مردم محاصره‌ شده‌ کوبانی بشتابند.از دولت اقلیم کوردستان خواسته‌ شد که‌ تمهیدات لازم را برای حمایت از کوبانی بکار گیرد.همچنین از دولت ایران خواسته‌ شد از مردم بی دفاع کوبانی در مقابل داعش حمایت کند.سخنران آخر علوی نماینده‌ سنندج بود که‌ حمایت نمایندگان مردم کوردستان را از مردم کوبانی اعلام کرد.

تظاهرات کنندگان با شعارهای انقلابی پلاکاردهای سرخ خود را در میدان اصلی سنندج به‌ اهتزاز درآوردند و بار دیگر ثابت کردند که‌ سنندج همچنان با گذشت سی و اندی سال از حاکمیت به‌ مقاومت ادامه‌ می‌دهد و همچنان که‌ سالها پیش مقاومت انقلابی را در تجربه‌ تاریخی خود دارد افق آینده‌ جنبش توده‌ای خود را پاس می‌دارد و همچنان سرخ و انقلابی خواهد درخشید و بر سر آرمان های انسانی با هیچ قدرت و نظامی ارتجاعی مماشات نخواهد کرد و تسلیم هیچ قدرت برخاسته‌ از فاشیزم و نظام پاسدار سرمایه‌ نخواهد شد.

سنندج: دامون آبیدر

چرا جهان بر انقلابیان کرد سوریه چشم می پوشد؟

چرا جهان بر انقلابیان کرد سوریه چشم می پوشد؟

 

جهادیان دولت اسلامی در پی نابودی تجربه ای انقلابی و دمکراتیک در منطقه ی جنگ زده ی سوریه هستند. به نظر نمی رسد که جهان و بخش بزرگی از «چپ» پی به این رسوایی برده باشد.

نوشته ای از دیوید گرابر – انسان شناس و آنارشیست آمریکایی

پدرم با هدف دفاع از جمهوری اسپانیا در سال ١٩۳۷ داوطلب مبارزه در بریگادهای بین المللی شد. قیام زحمتکشان به رهبری سوسیالیست ها و آنارشیست ها کودتای فاشیستی احتمالی را موقتاً ناکام کرده بود. همزمان در بخش بزرگی از اسپانیا یک انقلاب واقعی اجتماعی رخ داده بود که منجر به خودگردانی دمکراتیک چندین شهر بزرگ شده بود. کارگران صنایع را کنترل می کردند و توانمندسازی رادیکال زنان شکل گرفته بود.

انقلابیان اسپانیایی امیدوار بودند با آفرینش جامعه ای آزاد، الگویی برای جهانیان باشند. قدرت های جهانی آن زمان نه فقط سیاست «عدم دخالت» خود را اعلام کردند، بلکه به تحریم شدید جمهوری اسپانیا دامن زدند. آن قدرت ها حتا هنگامی که هیتلر و موسولینی آشکارا عهد اخوت بستند و نیرو و سلاح به فاشیست ها ارسال نمودند، دست از سیاست های خود برنداشتند. نتیجه این شد که اسپانیا سال ها در جنگ داخلی فرو رفت و با شکست انقلابیان و قتل عام هایی که برخی اشان خونین ترین سده ی بیستم میلادی بودند، خاتمه یافت.

هرگز گمان نمی کردم که در طی زندگی ام شاهد تکرار همان چیزها باشم. هیچ واقعه ی تاریخی قطعاً دوبار تکرار نمی شود. تفاوت های بی شماری میان آن چه در اسپانیای ١٩۳۶ گذشت و آن چه امروز در روژاوا، سه منطقه ی کردستان شمال سوریه می گذرد، وجود دارند. اما شباهت ها نیز تکان دهنده و رنج آور هستند. به گمانم وظیفه دارم تا به عنوان فردی که در خانواده ای بزرگ شده که سیاست را با جنگ اسپانیا شناخته، چنین بگویم: نمی توانیم بگذاریم که تجربه ای با همان سرنوشت خاتمه یابد.

منطقه ی خودگردان روژاوا آن گونه که امروز وجود دارد نقطه ی درخشان و حتا بسیار درخشانی است که از درون انقلاب سوریه بیرون زده است. روژاوا (به زبان کردی غرب برای کردستان غربی اما در شمال سوریه – مترجم) توانست مأموران رژیم بشار اسد را علیرغم دشمنی همه ی همسایگان بیرون کند و استقلالش را به دست آورد و تبدیل به تجربه ای دمکراتیک گردد. مجامع مردمی به عنوان عالی ترین نهادهای تصمیم گیری در روژاوا شکل گرفتند، شوراهایی نیز تشکیل شدند که باید دارای تعادل قومی باشند. برای مثال در هر کمون سه عضو اصلی شورا باید دارای سه عضو کرد، عرب، آشوری یا ارمنی مسیحی باشند و حتماً یکی از سه نفر باید زن باشد. در روژاوا شوراهای جوانان و زنان وجود دارد که مانند تشکل Mujeres Libres (زنان آزاد) اسپانیا هستند. ارتشی فمینیستی شکل گرفته است. میلیشیای YJA Star ( اتحاد زنان آزاد – ستاره که منظور ایشتار یا الهه ی آشوری بین النهرین است) به وجود آمده است که اکنون بیش تر نیروهایش را به نبرد علیه جهادیان دولت اسلامی (داعش) اختصاص داده است.

چگونه است که جنبشی با این مشخصات وجود دارد اما نه فقط جامعه بین المللی که بخش بزرگی از چپ بین المللی بر آن چشم پوشیده است؟ گمان می کنم که علت اصلی این چشم پوشی PYD، حزب انقلابی روژاوا باشد که متحد حزب کارگران کردستان (PKK) است. پ. کا. کا. گروه چریکی مارکسیستی است که از سال های ١٩۷٠ علیه دولت ترکیه می جنگد. ناتو، ایالات متحده آمریکا و اتحادیه اروپا آن را «رسماً» تروریستی اعلام کرده اند. اکثریتی از فعالان چپ، پ. کا. کا. را استالینی ارزیابی می کنند.

اما واقعیت این است که پ. کا. کا. فاصله ی زیادی با حزب کهنه و عمودی لنینیستی گرفته است. تحولات درونی پ. کا. کا. از سویی و تکامل نظری بینان گذار آن، عبدالله اوجالان در زندان جزیره ی ئیمرالی ترکیه از سال ١٩٩٩ از سوی دیگر، موجب تغییرات کاملی در اهداف و اعمال این تشکل شده است.

پ. کا. کا. اعلام کرده است که دیگر در پی ایجاد دولت کرد نیست. اکنون با الهام از نظرات زیست محیطی و آنارشیستی موره بوکچین (Murray Bookchin) از «مونیسیپالیسم آزادگرا» دفاع می کند و به کردها فراخوان می دهد تا شوراهای آزاد و خودگردان تشکیل دهند که با دمکراسی مستقیم اداره می شوند و می توانند به تدریج از مرزهای ملی فراتر روند. مبارزه کرد می تواند در چنین صورتی به الگویی برای جنبش جهانی به سوی دمکراسی واقعی، اقتصادی تعاونی و انحلال تدریجی دولت – ملت بوروکراتیک تبدیل گردد.

پ. کا. کا. از سال ۲٠٠۵ از راهبرد شورشیان زاپاتایست در چیاپاس مکزیک الهام گرفت و آتش بس یک جانبه ای را با دولت ترکیه اعلام نمود تا بتواند نیروی خود را برای گسترش نهادهای دمکراتیک در سرزمین های زیر کنترلش، متمرکز نماید. برخی پرسیدند آیا این تحولات جدی هستند؟ پاسخ این است که هنوز نشان هایی از خودکامگی موجود است. اما آن چه در روژاوا اتفاق افتاد، جایی که انقلاب سوریه این فرصت را به کردهای رادیکال داد تا امکان عملی نمودن چنین تجربیاتی را در سرزمینی وسیع و پیوسته به دست آورند، تصدیق می کند که درون با نمای بیرونی متفاوت است. شوراها، مجامع مردمی و میلیشیای توده ای شکل گرفته اند و اموال دولتی در اختیار تعاونی های کارگری خودگردان گذاشته شده اند که علیرغم حملات نیروهای راست افراطی دولت اسلامی، عمل می کنند. نتایج تاکنونی منطبق با تعریف یک انقلاب اجتماعی هستند. تلاش های انجام شده در خاورمیانه حداقل نشان می دهند که به ویژه پس از دخالت نیروهای پ. کا. کا. و روژاوا راهی به سوی مناطق کنترل شده توسط دولت اسلامی (داعش) در عراق باز شد تا بتوان هزاران تن از ایزدیان پناهنده ای را که در دام کوه سنجار افتاده بودند نجات داد. این عملیات در منطقه با استقبال گسترده مردم روبه رو شدند اما هرگز نظر رسانه های اروپایی وآمریکایی را جلب نکردند.

اکنون دولت اسلامی با ده ها تانک ساخت آمریکا و سلاح های سنگین به غنیمت گرفته شده از ارتش عراق بازگشته است تا از انقلابیان کرد در کوبانی انتقام بگیرد. دولت اسلامی صریحاً اعلام کرده است که قصد دارد مردم غیرنظامی را قتل عام کند یا به بردگی بگیرد. در چنین وضعیتی است که ارتش ترکیه به مرز گسیل می شود تا جلوی هرگونه تقویت و مهمات رسانی را به مقاومت کوبانی علیه دولت اسلامی سد نماید. هواپیماهای جنگنده آمریکایی نیز گاهی بر فراز آسمان منطقه به پرواز درمی آیند و نمادین چند بمب پرتاب می کنند تا بتوانند ادعا نمایند که بیکار ننشسته اند. این در حالی است که گروهی که جنگنده های آمریکایی مدعی بمباران کردنش هستند در حال نابود کردن مدافعان یکی از بزرگ ترین تجربیات دمکراتیک در جهان هستند.

امروز اگر بخواهیم نیرویی مشابه طرفداران فرانکو، یعنی آدم کشان فالانژیست بیابیم، از چه نیرویی به جز دولت اسلامی می توانیم نام ببریم؟ امروز اگر بخواهیم نیرویی مشابه با Mujeres Libres (زنان آزاد) اسپانیا بیابیم از چه نیرویی به جز زنان دلیری می توانیم نام ببریم که در سنگرها از کوبانی دفاع می کنند؟ آیا جهان و چپ بین المللی می تواند رسوایی تکرار تاریخ را بپذیرد؟

منتشر شده در روزنامه ی گاردین انگلستان:

http://www.theguardian.com/commentisfree/2014/oct/08/why-world-ignoring-revolutionary-kurds-syria-isis

برگردان به فارسی: نادر تیف – ۲٠ مهر ١۳٩۳ – ١۲ اکتبر ۲٠١۴